متولد ۱۳۵۵: سالی که تو به دنیا آمدی ایران چه شکلی بود؟
اگر متولد ۱۳۵۵ هستی، در آخرین سالهای دوره پهلوی به دنیا آمدی. ایران آن سال کشوری بود با پیکانهای سفید در خیابان، برند آرج روی یخچال، کبریت رومیزی روی اجاق، و موسیقی گوگوش از رادیو. دو سال بعد انقلاب شد، سه سال بعد جنگ. تو نسلی هستی که هم ایران دهه ۵۰ را — هرچند محو — دیده، هم تمام دهه ۶۰ پرتلاطم را با گوشت و پوست حس کرده. نسل تو یکی از خاصترین نسلهای ایران است.
فهرست مطالب
ایران در سال ۱۳۵۵ چه شکلی بود؟
سال ۱۳۵۵ شمسی معادل ۲۱ مارس ۱۹۷۶ تا ۲۰ مارس ۱۹۷۷ میلادی است. ایران آن سالها کشوری بود در دوران پهلوی دوم — با درآمد نفتی بالا، شهرهای در حال رشد، و جامعهای که میان سنت و مدرنیته در حال تحول بود.
جمعیت ایران در آن سال به حدود ۳۳ تا ۳۵ میلیون نفر رسیده بود. تهران با جمعیتی نزدیک به چهار میلیون، شهری پرجنبوجوش و در حال تغییر بود. برجها و ساختمانهای جدید کنار خانههای قدیمی قد علم میکردند. خیابانهای اصلی پهن و آسفالته بودند و اتوبانهای جدید تهران را به شهرهای اطراف وصل میکردند.
درآمد نفتی ایران در اوایل دهه ۵۰ شمسی با افزایش قیمت نفت جهانی بهشدت بالا رفته بود. این پول به ساختوساز در شهرها، واردات کالاهای خارجی، و توسعه صنایع داخلی رسید. در خیابانهای تهران، مغازههای الکترونیک مدرن کنار دکانهای بقالی سنتی بودند. کالاهایی از اروپا، آمریکا، و ژاپن در ویترینها خودنمایی میکردند — چیزی که چند سال بعد خیلی کمیابتر میشد.
رادیو تلویزیون ملی ایران — که در آن سالها با نام اختصاری NIRT شناخته میشد — چند سالی میشد برنامههای رنگی هم پخش میکرد. اما خیلی از خانهها هنوز همان تلویزیون سیاهوسفید قدیمی داشتند. تلویزیون رنگی گران بود و نه همه میتوانستند بخرند. برنامههای کودکانه، اخبار، و فیلمهای ایرانی و خارجی دوبلهشده از همین تلویزیونها پخش میشد و همه خانواده دور آن جمع میشدند.
موسیقی پاپ ایرانی در اوج بود. گوگوش، داریوش، فرهاد، هایده، شاهرم، مرضیه — این اسمها در هر رادیویی شنیده میشدند و از هر ضبطصوتی بیرون میآمدند. سینما هم رونق داشت. سینماهای بزرگ تهران در آن سالها پر از تماشاگر بودند و سینمای ایران موج نویی داشت که فیلمهای جدی و هنری میساخت. کافهها، رستورانها، گالریهای هنری و تئاترها هم در تهران در حال گسترش بودند.
اما زیر همه این رونق، چیزهایی داشت تغییر میکرد. سیاست ایران پیچیده بود. روشنفکران، دانشجویان، و بخشهایی از جامعه نارضایتی داشتند. هیچکس نمیدانست که دو سال بعد همه چیز بههم خواهد ریخت. تو در این نقطه تاریخی به دنیا آمدی.
📅 ۱۳۵۵ شمسی معادل سال ۱۹۷۶ میلادی است. در آن سال مونترال المپیک برگزار کرد و آمریکا دویستمین سالگرد استقلالش را جشن گرفت. برای ایران، این آخرین سالهای آرامش نسبی پیش از تحولات بزرگ بود. اگر میخواهی ببینی ایران در سال ۱۳۵۷ — دو سال بعد از تولدت — چه شکلی بود، مطلب متولد ۱۳۵۷ را بخوان.

خانههای ایرانی ۱۳۵۵: از آشپزخانه تا حیاط
وقتی در ۱۳۵۵ به دنیا آمدی، خانهای که در آن گذاشتنت احتمالاً چه شکلی بود؟ بیا از هر اتاق بگذریم.
آشپزخانه: مرکز خانه
آشپزخانه خانههای ایرانی آن سالها ترکیبی از سنتی و مدرن بود. اجاق گاز کمکم جای والور و علاءالدین را میگرفت، اما در خانههای قدیمیتر هنوز بخاری نفتی هم بود. یخچال آرج یا زیرووات در گوشهای میایستاد — بزرگ، سفید، با درز لاستیکی ضخیم و صدای بم خاص خودش. مادرها همچنان ترشی و مربا در شیشه میگذاشتند، آبگوشت روی اجاق میگذاشتند، و نان سنگک یا لواش تازه از نانوایی میآوردند.
روی میز آشپزخانه یا کنار اجاق، کبریت رومیزی جای ثابتی داشت. هر روز کبریت میزدند تا شعله اجاق را روشن کنند. این کبریتهای رومیزی — با جعبههای رنگارنگ، طراحیهای متنوع، و گاهی تبلیغات شرکتهای مختلف روی جعبهشان — حالا به اشیای کلکسیونی تبدیل شدهاند. کبریت رومیزی اصل دهه ۵۰ از جمله یادگاران واقعی سال تولد توست — همان نوع کبریتی که روی اجاق خانهی که در آن به دنیا آمدی بود.
اتاق پذیرایی: قلب خانه
اتاق پذیرایی قلب خانه بود. قالی دستباف روی زمین، سرویس صندلیهای تاجدار با پارچه مخمل اطراف میز، و وسط همه چیز یک تلویزیون که روی کنسول چوبی مینشست. شاید تصویر رنگی داشت، شاید سیاهوسفید — اما همه دور آن جمع میشدند. ساعت برنامههای مهم تلویزیون زمان مهمانی گذاشتن نبود.
کنار تلویزیون یا روی طاقچه، وسایلی بود که امروز هر کدام خاطرهای هستند: قاب عکسهای خانوادگی با ته قاب طلایی، گلدان بلور چک یا آلمانی، سرویس استکانهای کمرباریک که فقط برای مهمان در میآمدند، و احتمالاً یک ضبطصوت قهوهایرنگ که با نوار کاست کار میکرد.
اتاق خواب: گهوارهی نوزاد
اتاق خوابی که تو اول عمرت در آن گذاشتنت — گهواره یا تخت نوزادت کجا بود؟ خیلی از نوزادان در همان اتاق خواب پدر و مادرشان نگه داشته میشدند. گهوارههای چوبی، پتوهای پشمی دستبافت، و لباسهای نوزادی که مادربزرگها برایت دوخته بودند. آن سالها خیلی از وسایل بچهداری مدرن هنوز در ایران رایج نشده بودند.
حیاط: فضای آزاد
خیلی از خانههای آن دوره حیاط داشتند. حوض کوچک وسط حیاط، چند درخت، و فضایی که بچهها در آن بازی میکردند. خانههای شمال تهران حیاطهای بزرگتر داشتند با باغچه و درخت میوه. خانههای جنوبتر کوچکتر اما گرمتر و صمیمیتر بودند. همسایهها یکدیگر را میشناختند، درها باز بود، و بچهها آزادانه بین خانهها رفتوآمد میکردند.
خیابان، بازار، و زندگی روزمره
بیرون از خانه هم دنیایی بود که حالا فقط در عکسها میبینیمش.
پیکان: ماشین دوران
پیکان پادشاه خیابان بود. ماشینی که ایرانناسیونال — بعداً ایران خودرو — در ایران میساخت و نامش با دهه ۵۰ و ۶۰ گره خورده. سفید، سبز پستهای، آبی کمرنگ — پیکان در هر رنگی توی خیابانها دیده میشد. کنارش رنو ۵، ژیان، پژو، تویوتا، و مرسدس خارجی هم بود — بیشتر برای آنهایی که درآمد بیشتری داشتند. اتوبوسهای شهری شلوغ، مینیبوس، و تاکسیهای پیکان همه ترافیک تهران را میساختند.
بازار و خرید
خرید اکثراً از بازار محل بود. بقالی سر کوچه با چرتکه و ترازو، نانوایی با صف صبح زود، قصابی با کشوهای یخ و هوکهای آویزان، و خرازی که همه نوع چیزی میفروخت. سوپرمارکتهای مدرن هم شروع به رواج کرده بودند، اما اعتماد مردم به دکاندار محل خودشان بیشتر بود. «پسر برو از عمو احمد بقالی بگیر» جمله روزمره خانهها بود.
بازار بزرگ تهران هم هنوز قلب تجاری شهر بود. پارچهفروشیها، طلافروشیها، مسگریها، صنایع دستی — هرچه میخواستی در بازار پیدا میشد. مادرها برای خرید جهیزیه یا پارچه لباس عید به بازار میرفتند.
قیمتها در ۱۳۵۵
قیمتهای آن دوران را نمیشود دقیق گفت چون ارزش ریال از آن روز تا حالا تفاوت زمین تا آسمان دارد. اما به هر حال، کرایه تاکسی چند ریال بود، یک نان چند ریال، و یک خانه اجارهای با مبلغی که امروز حتی تصورش هم سخت است. زندگی آن سالها — برای بخش بزرگی از جامعه — از نظر مادی قابل تأمین بود.
فرهنگ و هنر در ایران ۱۳۵۵
سال ۱۳۵۵ از نظر فرهنگی ایران سالهای پرباری بود. سینمای ایران با کارگردانانی مثل داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی، و بهرام بیضایی داشت به شکوفایی میرسید. جشنوارههای هنری، تئاترها، و گالریهای هنری در تهران رونق داشتند. شعر و ادبیات نیز در اوج بودند — نامهایی مثل احمد شاملو، فروغ فرخزاد (که چند سال پیش درگذشته بود اما آثارش همچنان خوانده میشد)، و سهراب سپهری در محافل فرهنگی شناخته بودند.
برای بچهها، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان جای خاصی داشت. کتابهای تصویری، فیلمهای کوتاه کودکان، و برنامههای فرهنگی که کانون برگزار میکرد بخشی از دنیای کودکانه نسل دهه ۵۰ بود. کتابهای قصه با تصویرسازیهای زیبا که کانون چاپ میکرد، امروز از اشیای کلکسیونی نوستالژی هستند.

اسباببازی و وسایل کودکی دهه ۵۰
تو در ۱۳۵۵ به دنیا آمدی. پس اگر برادر یا خواهر بزرگتری داشتی که ۵ تا ۱۰ سال از تو بزرگتر بود، آنها با اسباببازیهای دهه ۵۰ بزرگ شده بودند. این وسایل احتمالاً هنوز در خانه بود وقتی تو داشتی اول اول کنجکاوی میکردی و همه چیز را به دهانت میبردی.
اسباببازیهای خارجی دهه ۵۰
در دهه ۵۰ شمسی، واردات کالاهای خارجی نسبتاً آزاد بود. ماشینهای فلزی کوچک از آلمان غربی با رنگهای درخشان، عروسکهای پارچهای از فرانسه، ساختنیهای رنگارنگ و سریهای ماکتسازی — اینها در مغازههای اسباببازی و پاساژهای تهران پیدا میشدند. این وسایل محکم ساخته شده بودند — نه از پلاستیک سبک و شکننده امروزی، بلکه از فلز یا پارچه با کیفیت.
از جمله چیزهایی که در خانههای دهه ۵۰ بود: کارتهای عکس کارتونی دهه ۵۰ — تصاویر رنگارنگ از شخصیتهای کارتنی که بچهها آنها را جمع میکردند، با هم معامله میکردند، و برای گرفتن یکی از آنها دعوا میکردند. این کارتهای اصل دهه ۵۰ امروز از اشیای کلکسیونی به شمار میروند.
اسباببازیهای کوچهای
اما همه اسباببازیها از مغازه نمیآمدند. تیله — کوچک، شیشهای، رنگی — ارزان بود و همه بچهها تیله داشتند. با تیله در کوچه بازی میکردند و هر کس تیله دیگری را میبرد مال خودش میشد. توپ لاستیکی، فرفره چوبی یا فلزی، طناب بازی برای دختران، و قوطیبازیها — همه اینها با دست ساخته میشدند یا از بازار ارزان خریده میشدند.
خانهسازی هم یکی از بازیهای محبوب بود. ماکتهای کوچک خانه، ویلا، قلعه، و تانک از اروپا میآمدند و بچهها با آنها روی قالی شهرک میساختند. این ماکتهای دهه ۵۰ با جزئیات ریز و جنس محکم، امروز در میان کلکسیونرها نوستالژی خاصی دارند.
🎠 اگر برادر یا خواهر بزرگتر داری که ۵ تا ۱۰ سال از تو بزرگتر است، او با اسباببازیهای اصل خارجی دهه ۵۰ بزرگ شد. آن وسایلی که «از برادر بزرگترم ماند» را حتماً نگه دار. ارزش تاریخی و احساسی دارند. همچنین سری پرچمهای نوستالژی دهه ۵۰ و ۶۰ از وسایل کمیاب اصل این دوران هستند.
متولد ۱۳۵۵: کودکی در دهه ۶۰ پرالتهاب
تو در ۱۳۵۵ متولد شدی، اما خاطرات واقعیات از حدود ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ شروع میشود. آن موقع پنج شش ساله بودی. ایران دیگر کاملاً عوض شده بود. انقلاب شده بود، جنگ شروع شده بود، و دنیایی که تو در آن داشتی بزرگ میشدی خیلی با ایران ۱۳۵۵ فرق داشت.
جنگ و کودکی
جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹ شروع شد — وقتی تو چهار ساله بودی. اولین خاطرات محوی از صدای آژیر، پنجرههایی که با ضربدر کاغذ پوشانده میشدند تا در انفجار نشکنند، و حرفهای بزرگترها که چیزی از جنگ میگفتند — اینها ممکن است هنوز در ذهنت باشد.
اما زندگی ادامه داشت. مدرسه بود، بازی بود، خنده بود. بچهها در کوچهها میدویدند، فوتبال بازی میکردند، و «جنگ» را هم به بازیهایشان اضافه کرده بودند — بازی «سرباز و دشمن» با تیر و کمان چوبی و پیستول پلاستیکی. کودکی در دهه ۶۰ پر از تناقض بود: هم سختی و هم شادی.
کوپن و قطرهچکان زندگی
کوپن بود. از اوایل دهه ۶۰ خیلی چیزها کوپنی شدند. مادرت کوپن مرغ، روغن، شکر، برنج داشت و میدانست هر کدام چه وقت توزیع میشود. صفهای طولانی جلوی مغازهها یا در محلات توزیع کوپن. بعضی چیزها کمیاب بود و باید صبر میکردی. این برای کودکی تو بخشی از «عادی» بود — همه همینطور زندگی میکردند.
مدرسه دهه ۶۰
اول دبستان را احتمالاً ۱۳۶۲ یا ۱۳۶۳ رفتی. با کیف چرمی قهوهای، لباس سرمهای، و جامدادی که برایت خریده بودند پر از مداد و پاکن. کتاب فارسی اولت با «آب، بابا، نان» شروع میشد — همان صفحهای که حالا همه دهه ۶۰یها حفظ دارند و وقتی میبینندش لبخند میزنند.
مدادهای پرچمی، پاکن تفنگی، جامدادی فلزی، و خطکش پیکان — اینها وسایل هر روز مدرسهات بود. معلمها سختگیر اما معمولاً مهربان بودند. کلاسها شلوغ بود، بعضی وقتها در یک اتاق ۳۵ تا ۴۰ نفر مینشستند. تختهی سیاه، گچ سفید، و بوی مهر مهرماه — خاطرات مشترک نسل توست.
تلویزیون و سرگرمی
تلویزیون در دهه ۶۰ برای بچهها مهمترین سرگرمی بود. برنامههای کودک بعدازظهر — کارتونها، برنامههای آموزشی، سریالهای خارجی دوبلهشده — همه خانواده را دور هم جمع میکرد. ساعت برنامه کودک در کنار بقیه برنامههای ثابت تلویزیون بود و بچهها از خانه همسایه هم میآمدند تا با هم تماشا کنند.
وقتی کمی بزرگتر شدی — اواخر دهه ۶۰ — آتاری و بازیهای ویدیویی آمدند. اولین تجربه بازی کامپیوتری شاید با یک کنسول دستی بود که همسایهها داشتند، یا یک ماشین بازی در قنادی سر کوچه. «آتاری» در آن دوران اسم عام همه بازیهای ویدیویی شده بود.
بازیهای کوچه و محله
اما همه سرگرمیها از تلویزیون و کنسول نمیآمد. کوچه خودش یک دنیا بود. الکدولک، هفتسنگ، لیلی، گل یا پوچ، تیلهبازی، جهشتی — هر فصل بازی خاص خودش را داشت. بهار که میشد بچهها بادبادک میساختند، تابستان تا شب توی کوچه بودند، پاییز زیر درختها بازی میکردند. جنگ بود، کوپن بود، ولی بازی هم بود. کودکی متولدان ۱۳۵۵ با وجود همه سختیها، پر از خاطرات کوچه و همسایه است.
خوراکیهای دم مدرسه هم فراموشنشدنیاند. لواشک، آدامس خروسی، چوبشور، آبنبات قیچی — اینها با چند ریال از دکه جلوی مدرسه خریده میشدند. همان خوراکیهایی که حالا اسمشان را میبری و ذهنت میرود به همان کوچه، همان مدرسه، همان دوستانی که سالهاست ندیدهای.
نسل ۱۳۵۵: نسلی که دو ایران را دید
نسل متولدان ۱۳۵۵ در تاریخ ایران یک جایگاه خاص دارد. این نسل:
- آخرین نسل دهه ۵۰ است — متولد در ایران پهلوی، با خاطرات محو خانه و خیابان آن دوران
- کودکی در دهه ۶۰ داشت — جنگ، کوپن، مدرسه انقلابی، و تلویزیون دولتی
- نوجوانی در آستانه دهه ۷۰ بود — پایان جنگ، شروع سازندگی، و ورود کالاهای جدید
- جوانی در دهه ۷۰ و ۸۰ — اینترنت، موبایل، و تحولات جهانی
این نسل از نظر کلکسیونی هم خاص است. آنها میتوانند هم با وسایل دهه ۵۰ ارتباط بگیرند — چون پدرومادرشان با آنها بزرگ شدند — هم با وسایل دهه ۶۰ که خودشان با آنها خاطره دارند. پهنه زمانی بسیار عمیقتری از نوستالژی برای این نسل باز است.
دهه ۷۰ که شروع شد، جنگ تمام شده بود و ایران داشت تغییر میکرد. تو ۱۲ تا ۱۴ ساله بودی. کالاهای جدید آمدند: والکمن، بعدتر کامپیوتر، دوچرخههای رنگیتر، لباسهای متنوعتر. تو اولین نسلی بودی که این تحول بزرگ را از نوجوانی تجربه کرد — نه کاملاً دهه ۵۰ای، نه کاملاً دهه ۷۰ای. از هر دو چیزی داری.
وسایل سال تولدت — الان کجا هستند؟
وسایلی که در ۱۳۵۵ در خانهها بودند — کبریت رومیزی، اسباببازیهای اصل خارجی، پرچمها و یادگارهای آن دوران — حالا کجا هستند؟
جواب: یا گم شدند، یا در کمد قدیمی خانه مادربزرگ نشستهاند، یا به دست کلکسیونرها رسیدند. بیشترشان دور انداخته شدند — آن نسل عادت داشت «چیز کهنه» را خلاصی کند. کسی نمیدانست که این وسایل روزی ارزش پیدا میکنند.
چرا وسایل دهه ۵۰ ارزشمند شدهاند؟
وسایل اصل دهه ۵۰ — که هنوز در بستهبندی اولیهشان ماندهاند — امروز ارزش احساسی و گاهی مادی دارند. دلیلش ساده است: این وسایل دیگر ساخته نمیشوند. آن برندها، آن جنس مواد، آن طراحیها مال دورانی است که گذشت. نه تولیدشان امکان دارد نه جنس مشابهشان پیدا میشود.
نسل متولدان ۱۳۵۵ دقیقاً همان نسلی است که این وسایل را نه فقط میشناسد، بلکه برایشان خاطره دارد. پدر و مادرشان با این وسایل زندگی کردند. خودشان بعضی را در کودکیشان لمس کردند. این خاطره زنده، این وسایل را برای این نسل جذابتر میکند.
چه چیزهایی از آن دوران جمع کنیم؟
- کبریتهای رومیزی و جیبی دهه ۵۰ — جعبههای کوچک با طراحیهای متنوع که امروز کلکسیونی شدهاند
- کارتها و عکسهای کارتنی دهه ۵۰ — که بچهها با آنها بازی میکردند
- پرچمها و وسایل فرهنگی دهه ۵۰ و ۶۰ — یادگار تحولات تاریخی
- تقویمهای قدیمی — با طراحیهای خاص آن دوران که حالا نایاباند
- وسایل آشپزخانه قدیمی — کبریت، ظروف فلزی، وسایل سنتی
- اسباببازیهای فلزی اصل — ماشینها، ماکتها، و ساختنیها از جنس محکم
فروشگاه دهه ۶۰ — اولین و بزرگترین فروشگاه نوستالژی ایران — بیش از ۱۵ سال است این وسایل را جمعآوری، نگهداری، و به دست علاقهمندان میرساند. با بیش از ۳,۵۰۰ خریدار راضی و نشان اینماد، میتوانی با اطمینان خرید کنی. همه وسایل اصل و فابریک هستند — نه رپلیکا، نه تقلبی — و از منابع معتبر تأمین شدهاند. این همان وعدهای است که فروشگاه دهه ۶۰ از روز اول به خریدارانش داده: اگر اصالت مهم است، اینجا جای درستی است.
سوالات متداول
متولد ۱۳۵۵ الان چند سال دارد؟
متولدان ۱۳۵۵ شمسی در سال ۱۴۰۵ شمسی حدوداً ۴۹ تا ۵۰ ساله هستند. این نسل در آخرین سالهای دهه ۵۰ پهلوی متولد شد، کودکیاش را در دهه ۶۰ جنگ گذراند، نوجوانیاش را در آستانه پایان جنگ دید، و در دهه ۷۰ به جوانی رسید.
ایران در سال ۱۳۵۵ چه شکلی بود؟
سال ۱۳۵۵ ایران هنوز در دوره پهلوی دوم بود. تهران شهری در حال رشد با پیکان در خیابانها، برندهای آرج و ملی در خانهها، موسیقی پاپ ایرانی در رادیو، و واردات کالاهای خارجی نسبتاً آزاد. دو سال بعد در ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی اتفاق افتاد و همه چیز تغییر کرد.
آیا در ۱۳۵۵ کوپن و کالابرگ بود؟
خیر. کوپن و کالابرگ مربوط به دهه ۶۰ شمسی بود — دوران جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷). در سال ۱۳۵۵ هنوز جنگی نبود و کوپنی هم وجود نداشت. توزیع کوپن از اوایل دهه ۶۰ برای کنترل توزیع عادلانه کالاهای اساسی در شرایط جنگی شروع شد.
بهترین هدیه نوستالژیک برای متولد ۱۳۵۵ چیست؟
بهترین هدیه برای متولد ۱۳۵۵ وسیلهای اصل از دهه ۵۰ یا ۶۰ است که خاطره دوران کودکیشان را زنده کند: یک کبریت رومیزی کلکسیونی اصل دهه ۵۰، یک بسته وسایل نوستالژی دهه ۶۰، یک وسیله مدرسه مثل مداد پرچمی یا جامدادی فلزی اصل، یا کارتهای کارتنی اصل دهه ۵۰. فروشگاه دهه ۶۰ این نوع هدایا را دارد.
وسایل اصل دهه ۵۰ شمسی چقدر ارزش دارند؟
قیمت وسایل اصل دهه ۵۰ بسته به نوع شیء، وضعیت نگهداری، و کمیابی آن متفاوت است. کبریتهای اصل دهه ۵۰ در بستهبندی اولیه از چند هزار تا چند ده هزار تومان معامله میشوند؛ اسباببازیهای خارجی اصل با کیفیت میتوانند بیشتر باشند. برای قیمتگذاری دقیق بهتر است به فروشگاههای تخصصی نوستالژی مراجعه کنی.
وسایل اصل دهه ۵۰ و ۶۰ را پیدا کن
فروشگاه دهه ۶۰ — اولین و بزرگترین فروشگاه نوستالژی ایران با بیش از ۳,۵۰۰ خریدار راضی. وسایل اصل و فابریک از دهه ۵۰ تا ۷۰ شمسی، با نشان اینماد.
تو در سال ۱۳۵۵ — سالی که ایران هنوز در یک دوره خاص تاریخی بود — به دنیا آمدی. این سال و این دوران، هویت نسل توست. یادت میاد؟ تو کامنت بنویس