کتانیهای دهه ۶۰ و ۷۰: از پلاستیکی تا برندهای وارداتی
یادت هست؟ اول مهر، توی حیاط مدرسه، چشمت میرفت روی پای بقیه. نه از روی حسادت — از روی کنجکاوی. کی کفش نو داره؟ کی پارسالیها رو تنگ کرده و پوشیده؟ و اون یه نفر که از کجا یه کتانی خارجی پیداش کرده بود که هیچکی دیگه نداشت؟
کتانی در دهه ۶۰ چیز سادهای نبود. ایران توی جنگ بود، کالاهای وارداتی محدود بودند، و کارخانههای داخلی با کمبود مواد اولیه دست و پنجه نرم میکردند. اما همین محدودیتها بود که باعث شد کتانیهای اون دوره یه شخصیت خاص پیدا کنند — شخصیتی که الان، چهل سال بعد، هنوز میشه حسش کرد.
این پست درباره کتانیهاست و فقط کتانی. نه کفش مجلسی، نه کفش ملی و چرمی دهه ۶۰ — فقط کتانی. از اون کتانیهای پلاستیکی که کف جورابات عرق میکرد تا اون اولین برندهای وارداتی که اواخر دهه ۷۰ پیداشون شد و آدم فکر میکرد به آرزوش رسیده.
فهرست مطالب
کتانی پلاستیکی: شروع همه چیز
وقتی میگیم «کتانی دهه ۶۰»، اولین چیزی که به ذهن میرسه اون کفشهای سادهای هستن که کفشون از لاستیک یا پلاستیک بود و روشون یه پارچه — معمولاً کتان سفید یا سرمهای. «کتانی» اصلاً از همین اومده: کتان + ی. کفشی که رویهاش از جنس کتان بود.
در دهه ۶۰، این کتانیها عمدتاً داخلی بودند. کارخانههای ایرانی با امکانات محدود دوران جنگ، کفشهایی میساختن که شاید به زیبایی کفشهای اروپایی نبودن، اما کارشون رو میکردن. محکم بودن. ارزون بودن. و مهمتر از همه، در دسترس بودن.
کف این کفشها معمولاً از لاستیک ولکانیزه بود — نه پلاستیک خالص، که زود میشکست. لاستیک ولکانیزه با حرارت پردازش میشد و نسبتاً محکم میموند. اما یه مشکل داشت: اگه تو آب کار میکردی یا باران میخوردی، بعد از چند ماه کف کنده میشد. یادته چطوری با چسب کفش دوباره میچسبوندیش؟ بوی چسب کفش یه بوی مشخص داشت که هرکی یه بار بو کرده، هیچوقت فراموشش نمیکنه.
ساختار داخلی این کتانیها هم ساده بود: یه کفی پارچهای که روی پا مینشست، یه لایه پارچه ضخیم در رویه، و اون کف لاستیکی که همه چیز رو نگه میداشت. هیچچیز اضافهای نبود — نه کوشن، نه جذبکننده ضربه، نه لایههای هوا. فقط یه کفش ساده که کارش رو میکرد.
یه خاطره مشترک: اگه توی کتانیهای پلاستیکی باران میخوردی، چند ثانیه بعد کف جورابت خیس بود. این کتانیها ضدآب نبودن — اما ما به روی خودمون نمیآوردیم. وقتی خونه میاومدی، کتانیها رو کنار بخاری میذاشتی که خشک بشن. فردا صبح، یهکم سفتتر و خشکتر بود — ولی همچنان اماده برای یه روز دیگه.
یه چیز که شاید کمتر بهش فکر کردیم: این کتانیهای ساده، در شرایط اقتصادی سختِ دوران جنگ، یه نقش مهم داشتن. اجازه میدادن بچههایی که خانوادهشون توان مالی زیادی نداشتن، با کفشی مناسب به مدرسه برن و توی کوچه بازی کنن. این یه کتانی نبود — یه ابزار برابری اجتماعی بود که خیلیها بهش توجه نکردن.
کفش جیری و پلاسکوکار: کتانی اصیل دهه ۶۰
«کفش جیری» — یه اصطلاح که شاید نسل جدید ندونه چیه، اما هرکی دهه ۶۰ بهش کفش پوشیده، میدونه. کفش جیری یعنی همون کتانی سادهای که رویهاش از جنس کنف یا کتان درشتبافت بود، و کفشاش از لاستیک قالبگیری شده.
پلاسکوکار یکی از معروفترین نامهایی بود که آدمهای اون دوره باهاش آشنا بودن. محصولاتشون معروف بود — نه به خاطر طراحی خیرهکنندهشون، بلکه به خاطر اینکه ارزون بودن، موجود بودن، و کارشون میکردن. یه جفت کفش جیری پلاسکوکار میتونست تا اواسط سال دوم هم دوام بیاره، اگه آدم بلد بود باهاش چطور رفتار کنه.
اگه دنبال همون حس قدیمی میگردی، کفش جیری پلاسکوکار معروف دهه ۵۰ و ۶۰ رو داه60 نگه میداره — یه یادگار اصیل از اون دوره با قیمت ۲۴۵,۰۰۰ تومان.
ویژگیهای مشخص این کفشها:
- رویه کنفی یا کتانی به رنگهای سفید، آبی یا سرمهای
- کف لاستیکی با نقش ساده — معمولاً خطوط طولانی موازی
- بند کفش پارچهای — نه چرمی، نه نایلونی
- سایزبندی که نه خیلی دقیق بود (معمولاً یه سایز بزرگتر میگرفتن که «جا داشته باشه»)
- وزن سبک — سبکتر از کفشهای چرمی
یه نکته که شاید یادت نیاد: این کفشها بوی خاصی داشتن. یه ترکیب از لاستیک خام، پارچه نو، و چسب کارخانه. بوی «کفش نو» دهه ۶۰ با بوی کفش نو الان کاملاً فرق داشت. اگه الان یه جفت کتانی اصیل دهه ۶۰ باز کنی، اون بو هنوز ممکنه مونده باشه — و با اولین نفسی که میکشی، برمیگردی به چهل سال پیش.
یه تکنیک که خیلیها یادشون هست: برای اینکه کف کفشهای جیری دیرتر بپوشه، بعضیها زیرش رو با ماژیک سیاه رنگ میزدن. کار میکرد یا نه، نمیدونم — ولی حس اینکه داری «نگهش میداری» آدم رو آروم میکرد.
کتانی مدرسهای: سیاه، سفید و یه جفت بیشتر نه
قانون نانوشتهای بود: مدرسه = یه جفت کفش مدرسه، یه جفت کفش برای خانه. یه جفت بیشتر نه. این نه یه قانون مدرسه بود، نه چیزی که مامانت صریح بهت میگفت — یه واقعیت اقتصادی بود که توی دهه ۶۰ همه باهاش زندگی میکردن.
کفش مدرسه باید رنگ تیره میبود — معمولاً سیاه. کفشهای سفید برای تابستان بود یا برای بچههایی که مامانشون اجازه میداد. اکثر مدارس هم یه چیزی توی آییننامهشون داشتن درباره کفش — باید «مناسب» میبود. «مناسب» یعنی ساده، رنگ تیره، بدون نقشهای اضافه.
کتانی پسرانهای که برای مدرسه مناسب بود معمولاً یه کتانی ساده سیاه یا سرمهای بود. کفش پسرانه خاطرهانگیز قدیمی که الان توی داه60 میبینی، دقیقاً همون مدلیه که دهه شصتیها خاطره دارن — همون طرح ساده که هم به مدرسه میرفت، هم به کوچه.
اما مشکل اینجا بود: کفش مدرسهای باید تا آخر سال دوام میداشت. یعنی از اول مهر تا اواخر خرداد. نه ماه. نه ماه با بازی توی حیاط، با دویدن، با لگد کردن سنگ.
مامانها یه ترفند داشتن: سر انگشت کفش رو یه سایز و نیم بزرگتر میگرفتن. میگفتن «پاهات رشد میکنه.» راست هم میگفتن. اما اون چند ماه اول که کفش بزرگ بود، بند کفش رو جوری محکم میبستیم که از پا در نیاد. و وقتی پا بزرگتر میشد و کفش «جا» میافتاد، دیگه اونقدر فرسوده بود که فایدهای نداشت.
یادته اول مهر که توی صف صبحگاه وایسادی، ناظم با خطکش میاومد کنترل میکرد؟ کی کفش نامناسب داره؟ اون بچهای که کفش رنگی یا ورزشی پوشیده بود، حسابی روش فشار میآوردن. حتی اگه از خودش خجالت نمیکشید، از مامانش کشید — که صبح بعد یه کفش «مناسب» گذاشت توی کیفش.
یه تجربه مشترک دیگه: آخر سال که کفش کوچک شده بود و انگشتهای پا فشار میدیدن، آدم سکوت میکرد. چون میدونست بگه چی؟ «میخوام کفش نو»؟ نه، اون دوره یه جملهای بود که آدم راحت میزد زبون: «درد نمیکنه مامان.» و مامان هم میدونست که درد میکنه — ولی هر دو وانمود میکردن.
کتانی کوچه: از بازی تا دعوا
کفش کوچه یه حکایت دیگهای داشت.
کفش کوچه باید میتونست همه چیز بکشه. توپ زدن روی آسفالت. دویدن. پریدن از روی دیوار. آلوچه چیدن از درخت همسایه (که قرار نبود بدونه). گاهی وقتها هم کفش کوچه همون کفش مدرسه بود — بچه که میاومد خونه، کیف رو میانداخت گوشهای و در میرفت بیرون. مامان که بعداً میفهمید، یه چیزی میگفت. اما بچهها بچهان.
کتانیهایی که برای بازی کوچه میپوشیدیم معمولاً از دو دسته بودن:
- ماندههای مدرسه: اونهایی که یه سال دوام آورده بودن و دیگه «مدرسهای» نبودن اما هنوز میشد باهاشون چیزی کرد.
- جدیدهای ارزون: یه جفت کفش جیری که مامان برای بازی خریده بود چون ارزون بود و قرار بود «خراب بشه».
اگه دنبال همون حس کتانی کوچه دهه ۶۰ هستی، دو جفت کفش جیری دهه ۶۰ رو داه60 داره — دو جفت با هم، قیمت ۱۴۵,۰۰۰ تومان. یه خرید دو نفره نوستالژیک، یا یه جفت برای نگهداری.
یه چیز جالب اینه که بچههای دهه ۶۰ یاد گرفته بودن از کفششون مراقبت کنن — نه به خاطر اینکه میخواستن، بلکه به خاطر اینکه جایگزینش گران بود. یه بچه که کفشش میپاره، باید توضیح میداد که چطور پاره شده. و این توضیح معمولاً با یه چیزی همراه میشد که ترجیح میدادی نپاره.
بازیهای کوچه هم بیرحم بود نسبت به کفش. «هفتسنگ» یعنی دویدن روی سطحهای مختلف — آسفالت، خاک، گاهی هم سنگفرش. «گلیاپوچ» یعنی پریدن و فرود اومدن. «الکدولک» یعنی کفش رو با تمام نیرو به زمین کوبیدن. این بازیها رو نمیشد با کفش «نجیب» بازی کرد — باید یه کتانی میپوشیدی که اگه خراب شد، فاجعه نباشه.
کتانی خارجی در دهه ۷۰: رویای یک نسل
اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ — یعنی حدوداً سالهای ۶۸ تا ۷۵ شمسی — یه تغییر کمکم شروع شد. جنگ تموم شده بود. بازار کمی آزادتر شده بود. و یهدفعه توی بازار، کنار کتانیهای داخلی، کتانیهایی پیدا شدن که رویشون نوشته انگلیسی داشت.
«خارجی» بودن یه ارزش خودش بود. نه الزاماً به خاطر کیفیت — چون خیلی از این «کتانیهای خارجی» از کشورهایی مثل چین یا ترکیه میاومدن و خیلی هم بهتر از داخلیها نبودن — بلکه به خاطر اینکه نوشتههای انگلیسی روشون بود، بستهبندیشون جعبهای بود با لوگوی رنگی، و دارندهاش «یه چیز خاص» داشت.
خیلیها یادشون هست که اون بچهای که کتانی «خارجی» میپوشید، یه جور دیگه راه میرفت. نه از روی تکبر — از روی آگاهی. میدونست که همه دارن نگاه میکنن. و همه هم نگاه میکردن. اون کتانی یه پیام داشت: «کسی هست که بهم اهمیت میده.» یا: «خانوادهمون وضعش خوبه.» هر دوتاش توی اون حیاط مدرسه مهم بود.
واقعیت این بود که اکثر این «برندهای خارجی» که بازار ایران رو پر کرده بودن، اسمهای انگلیسی روی کفشهای ساختجاهای مختلف بودن. اسمهایی مثل «Super Star» یا «Winner» یا «Victory» — اسمهایی که کافی بود تا یه تفاوت بصری ایجاد کنن. آدم میدونست که این عین همون برند اصلی نیست، اما مهم نبود — داشتن انگلیسی روی کفش کافی بود.
اما در کنار اینها، برندهای واقعی هم بودن — البته محدود. کسانی که آشنا داشتن در خارج از کشور، یا کسانی که میتونستن از مسیرهای رسمیتر کفش بیارن، یه کتانی داشتن که واقعاً «اصل» بود. داشتن چنین کتانیای، توی دهه ۷۰، یه افتخار بود که آدم صبر میکرد مناسبت خاصی بشه تا بپوشدش.
یه تجربه که خیلیها باهاش آشنان: اون کتانی خارجی رو برای عید نگه میداشتن. یا برای مهمانی. روزهای عادی؟ نه. «جورابات پاک باشه، کفشات نو باشه — برای وقتی که آدمهای مهم میبیننت.»
همین کتانی موزی که از دهه ۷۰ به یاد داری — همونهایی که پنجهی بالا رفته و بندهای رنگی داشتن — هم یه نماد از همین دورهی تغییره. اگه میخوای بدونی چرا کفش موزی انقدر محبوب بود، اون پست رو بخون — یه داستان جداست.
فرق کتانی ملی و خارجی: از کیفیت تا آبرو
بذار صادق باشیم: از نظر فنی، اکثر کتانیهای داخلی دهه ۶۰ محکمتر از «خارجی»های قلابی دهه ۷۰ بودن. دلیلش ساده بود — کتانی داخلی از سیستم تولید کارخانههای ایرانی رد شده بود که استانداردهای خودشون رو داشتن. ممکن بود زیبا نباشه، اما دوام داشت.
کتانیهای «خارجی» که از مسیرهای غیررسمی میاومدن، کنترل کیفیت یکپارچه نداشتن. یه جفت ممکن بود عالی باشه، جفت بعدی از همون مدل ممکن بود بعد از یه ماه از هم بپاشه. اما این فرق کیفیتی برای اون زمان مهم نبود. آبرو مهمتر بود.
فرقهای عملی کتانی ملی و خارجی در اون دوره:
- قیمت: داخلی ارزونتر، خارجی چند برابر
- دوام: کتانی داخلی معمولاً بیشتر دوام میآورد
- ظاهر: خارجیها رنگارنگتر، با لوگو و نقشهای بیشتر
- کف: داخلی کف ضخیمتر و محکمتر، خارجیهای قلابی گاهی کف نازک
- موقعیت اجتماعی: خارجی بردن پیش دوستا یعنی یه چیز؛ داخلی یه چیز دیگه
اما یه چیزی که کمتر بهش توجه میشه: بعضی از کتانیهای داخلی دهه ۶۰ و ۷۰ خودشون الان تبدیل به کلکسیون شدن. نه به خاطر ارزش مادی — بلکه به خاطر ارزش تاریخی. یه جفت کفش جیری پلاسکوکار اصل که نو مونده باشه، الان چیز کمیابیه. چون اکثرشون پوشیده شدن تا جون داشتن، و بعد دور انداخته شدن.
یه سوال که خیلیها میپرسن: «مامانم/بابام یه جفت کتانی قدیمی داره توی انبار — ارزش داره؟» جواب ساده نیست. اگه نو باشه، مدل اصیل دهه ۶۰ باشه، و جعبهاش داشته باشه — ممکنه کلکسیونپذیر باشه. اگه پوشیده باشه و فقط حس نوستالژی داشته باشه — ارزش سنتیمنتالش خیلی بیشتر از ارزش مادیشه.
کجا کتانی نوستالژیک پیدا کنی؟
الان، بعد از چهار دهه، کتانیهای اصیل دهه ۶۰ و ۷۰ به یه کالای نوستالژیک تبدیل شدن. خیلیها دنبالشون میگردن — بعضیها برای خاطره، بعضیها برای کلکسیون، بعضیها هم برای کادو دادن به کسی که این دوره رو زندگی کرده.
مشکل اینه که بازار کتانیهای قدیمی پر از تقلبیه. خیلی از فروشندهها یه کتانی چینی یا ترکی ارزون رو با برچسب «اصیل دهه ۶۰» میفروشن. چطور تشخیص بدی؟ از جنس رویه، از طرز دوخت، از نوع لاستیک کف — همه چیز باهم باید منطقی باشه.
داه60 بخش کفش نوستالژیک رو با تضمین اورجینال نگه میداره. توی این بخش، کفشهای دهه ۶۰ و ۷۰ رو با مشخصات کامل و عکسهای دقیق میبینی. هر محصول تأیید شده — نه یه کفش قدیمینمای جدید.
اگه دنبال کتانی نوستالژیک میگردی، چند نکته مهمه:
- اورجینال بودن: کتانی اصل دهه ۶۰ مشخصات خاص خودش رو داره — جنس بند، طرز دوخت، جنس رویه. سطح داخلی کفش هم علامت سازنده داره.
- شمارهبندی: شمارهبندی قدیمی با جدید فرق داشت — اعداد با خط متفاوت بودن و سایزها با ملاک اروپایی بود.
- وضعیت کف: کف اصلی از جنس مشخص و با نقش خاص بود — نه کف پرسشده یکپارچه مثل کفشهای مدرن.
- بند کفش: بند پارچهای اصل بافت متفاوتی داشت از بندهای مدرن.
وقتی کتانی نوستالژیک میخری، بیشتر از اینکه داری «کفش» میخری، داری یه تیکه از خاطره میخری. یه چیزی که وقتی میبینیش، برمیگردی به صبح اول مهر، به حیاط مدرسه، به اون بچهای که کتانی نو داشت.
کتانی در اقتصاد دهه ۶۰: قیمت، کمبود، و ارزش
برای فهمیدن اینکه چرا یه جفت کتانی انقدر مهم بود، باید اقتصاد اون دوره رو در نظر گرفت. دهه ۶۰ دورهی خاصی بود — جنگ هشتساله، کوپن، و محدودیتهای وارداتی. کالاهای مصرفی یا از دسترس خارج شده بودن یا خیلی گران شده بودن. در این شرایط، «کتانی» نه یه هوس بود، نه یه تجمل — یه نیاز اساسی بود که تهیهاش گاهی چالش میشد.
کارخانههای داخلی کفش، در دهه ۶۰، با مشکلات جدی روبرو بودن. مواد اولیه — لاستیک، چسب، پارچه صنعتی — بعضیهاشون وارداتی بودن و تأمینشون سخت. نتیجه؟ بعضی سالها موجودی کم بود. توی بعضی شهرها باید برای خرید کفش صبر میکردی. و وقتی موجودی میاومد، آدم باید سریع میخرید — چون معلوم نبود بعدیاش کِی باشه.
قیمتها هم در اون دوره نسبی بودن — یعنی باید با درآمد خانواده مقایسه بشن. یه جفت کتانی جیری ساده میتونست معادل چند روز مزد یه کارگر باشه. این یعنی وقتی مامانت میگفت «مراقب کفشت باش»، داشت یه پیام اقتصادی جدی میداد. این یه کفش نبود — یه سرمایهگذاری بود.
یه خاطره مشترک: وقتی کفش از پا درمیاومد — یعنی کف کنده میشد یا بند پاره میشد — مستقیم به کوچه نمیرفتی. میرفتی کفشدوزی سر کوچه. کفشدوزیها در دهه ۶۰ یه موقعیت اجتماعی مهم داشتن — اونا چیزی رو که امروز شاید دور میانداختیم، درست میکردن. یه کف جدید میدوختن، بند عوض میکردن، و کفش «نو» میشد.
یه تفاوت مهم با الان: دهه ۶۰، «دور انداختن کفش» یه مفهوم آشنا نبود. هر چیزی تا آخرین لحظه استفاده میشد. کفش که کف نداشت میرفت کفشدوزی. کفشی که رویهاش پاره بود، با پارچه یا چرم تیکهدوزی میشد. این «فرهنگ تعمیر» که الان اسمش رو گذاشتن «circular economy»، دهه ۶۰ یه واقعیت اقتصادی بود — نه یه ترند محیطزیستی.
اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، با پایان جنگ، شرایط کمی بهتر شد. کارخانهها فرصت بیشتری برای تولید داشتن، و واردات هم — هرچند محدود — شروع شد. این دوره بود که اولین «کتانیهای خارجی» به شکل گستردهتر توی بازار دیده شدن. قیمتشون گاهی چند برابر کتانی داخلی بود — اما خیلیها حاضر بودن برای یه جفت کتانی با لوگوی خارجی، چند هفته صبر کنن و پول جمع کنن.
الان که به این دوره نگاه میکنیم، یه چیز مشخصه: همون محدودیتهایی که اون موقع سخت بودن، بخشی از خاطرهای شدن که همه دارن. صبر کردن برای خرید کفش نو، مراقبت کردن ازش، دوختنش وقتی پاره میشد — اینا نه نشانه فقر بودن، نه نشانه ضعف. اینا نشانهی یه نسلی بودن که یاد گرفت با چیزی که داره، بیشترین رو بسازه.
یه نکته آخر: اگه این پست خاطرهای از کتانی دهه ۶۰ رو توی ذهنت زنده کرد، یعنی هنوز اون خاطره زندهست. کتانیهای دهه ۶۰ شاید کوچک بودن، شاید سریع پاره میشدن، شاید ضدآب نبودن — اما توی هر کدومشون یه داستان بود. داستان یه نسلی که با کمترین امکانات، بهترین خاطرات رو ساخت. و حالا، اون خاطره ارزش داره — نه به خاطر اینکه «قدیمی» بود، بلکه به خاطر اینکه اصیل بود. داه60 اینجاست تا اون اصالت رو دوباره دستت بده — یه جفت کفش، یه خاطره، یه لحظه بازگشت به دورهای که دیگه برنمیگرده اما هیچوقت هم فراموش نمیشه.
سوالات متداول
کتانی دهه ۶۰ با کتانی امروزی چه فرقی داره؟
از نظر ساخت، کتانیهای قدیمی رویه کتان طبیعی داشتن با کف لاستیک ولکانیزه. امروز اکثر کتانیها از مواد سینتتیک و فومهای مختلف ساخته میشن که راحتترن اما بوی خاص قدیمی رو ندارن. از نظر حس، هیچ کتانی مدرنی نمیتونه اون صدای خاص پارچه کتان اصل رو دوباره بده — اون صدای «جرم جرم» که با هر قدم میاومد.
آیا هنوز کتانی اصل دهه ۶۰ پیدا میشه؟
بله، اما کمیابه. داه60 یکی از فروشگاههاییه که موجودی اصیل نگه میداره با تضمین اورجینال. کتانی اورجینال دهه ۶۰ که سالم مونده باشه، دیگه کالای نوستالژیک با ارزش تاریخیه — نه فقط کفش. موجودیها محدوده و با فروش تموم میشن.
«کفش جیری» همون «کتانی» بود؟
تقریباً. «کفش جیری» اصطلاح عامیانهای بود برای کتانیهای ساده با رویه کنف یا کتان درشت و کف لاستیکی ضخیم. همه کفشهای جیری نوعی کتانی بودن، اما نه همه کتانیها «جیری» به حساب میاومدن — بعضیها رویه بهتر و ظریفتری داشتن.
کتانیهای «خارجی» دهه ۷۰ واقعاً بهتر از داخلی بودن؟
نه لزوماً. خیلی از کتانیهای «خارجی» که توی بازار ایران بودن، از کشورهای مختلف با کیفیت متفاوت میاومدن. بعضیها خوب بودن، بعضیها نه. ارزش اصلیشون نوشتهی انگلیسی روشون بود و حسی که «خارجی» داشتن — نه الزاماً کیفیت فنی بهتر.
کجا میتونم کتانیهای قدیمی رو به عنوان هدیه بخرم؟
داه60 یه گزینه مطمئنه — هم محصول اصیل داره، هم به صورت آنلاین ارسال میکنه. اگه دنبال کادوی متفاوت برای یه دههشصتی هستی — چه برای روز پدر، چه برای تولد، چه فقط یه سورپرایز — یه جفت کفش اصیل دهه ۶۰ یه چیزیه که هر بار نگاهش میکنه، یاد تو میافته.
کتانی نوستالژیک دهه ۶۰ رو پیدا کردی؟
توی فروشگاه داه60، کفشهای اصیل دهه شصت با تضمین اورجینال منتظرته. از کفش جیری پلاسکوکار تا کتانیهای پسرانه خاطرهانگیز — همهچیز اینجاست. بیشتر از ۳,۵۰۰ خریدار خوشحال و نشان اعتماد الکترونیکی، ضمانت اصالت داه60 رو تأیید میکنن.