نوستالژی دهه ۶۰

آتاری دستی، فانی‌فکس و سگا: اولین بازی‌های دیجیتال بچه‌های ایران

آتاری دستی قدیمی روی فرش ایرانی - خاطره‌ی دهه ۶۰

بازی‌های دستی الکترونیکی که در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ شمسی دست‌به‌دست می‌گشتند، با نام‌های «آتاری دستی»، «سگا» یا حتی «فانی‌فکس» شناخته می‌شدند. این دستگاه‌های کوچک LCD که عمدتاً از ژاپن، تایوان و هنگ‌کنگ وارد می‌شدند، اولین تجربه‌ی بازی دیجیتال بچه‌های ایران بودند؛ نسلی که تا دیروز فقط با تیله و الک‌دولک بزرگ شده بود. در این مقاله از هم می‌بافیم که این دستگاه‌ها از کجا آمدند، چرا «فانی‌فکس» اسم دوگانه‌ای داشت، و چطور سگا به آرزوی هر بچه‌ی دهه ۶۰ تبدیل شد.

آتاری دستی چه بود و از کجا آمد؟

وقتی می‌گوییم «آتاری دستی»، ذهن بچه‌های دهه ۶۰ یک‌راست می‌رود سراغ آن جعبه‌های کوچک پلاستیکی با صفحه‌نمایش LCD تیره‌رنگ که روشان می‌زدی و یک موجود پیکسلی شروع می‌کرد به دویدن، پریدن یا شلیک‌کردن. ولی حقیقت اینجاست که «آتاری» اسم یک شرکت آمریکایی بود که در واقع آن بازی‌های دستی کوچک را نمی‌ساخت. آتاری مشهور به کنسول‌های خانگی بود، نه دستگاه‌های جیبی.

آن چیزی که ما در ایران «آتاری دستی» صدایش می‌زدیم، در واقع ژانری از بازی‌های LCD بود که شرکت ژاپنی نینتندو با محصول معروف خود «Game & Watch» در اواخر دهه ۱۳۵۰ شمسی (۱۹۸۰–۱۹۸۱ میلادی) شروع کرد و شرکت‌های کره‌ای، تایوانی و هنگ‌کنگی به‌سرعت نسخه‌های ارزان‌قیمت آن را کپی کردند. این دستگاه‌های کپی بودند که از طریق بازار تهران، اصفهان، مشهد و سایر شهرها دست می‌رسیدند.

یک دستگاه آتاری دستی معمولاً شامل یک صفحه‌نمایش LCD با شخصیت‌هایی از پیش چاپ‌شده بود که با روشن‌وخاموش‌شدن سگمنت‌ها حرکت می‌کردند. باتری قلمی یا نیم‌قلمی می‌خورد، صدای بوق‌بوق داشت و دسته‌ها کمی سفت بود. ولی همین بازی‌ها بودند که بچه‌های دهه ۶۰ را برای اولین بار با مفهوم «سطح»، «امتیاز» و «باختن و دوباره شروع‌کردن» آشنا کردند.

شکل ظاهری آتاری دستی‌ها عموماً یکی از این دو حالت بود: یا مستطیلی کوچک بود که دو دکمه طرف چپ و راستش بود و صفحه وسطش، یا شبیه پنجره‌ای بود که دو دسته چپ و راست داشت و وسطش LCD. این دومی بیشتر شبیه کنسول‌های بعدی بود و بچه‌ها بیشتر دوستش داشتند چون احساس «واقعی‌تر» داشت.

رنگ بدنه‌های این دستگاه‌ها اغلب قرمز، آبی، نارنجی یا خاکستری بود. روی بعضی‌ها آدم‌ها یا ماشین‌های نقش‌نگاری شده بود. پشتشان که می‌خواندی، اسم‌های عجیب‌غریب انگلیسی داشتند که هیچ ربطی به بازی‌شان نداشت. همان اسم‌هایی که بچه‌ها فقط نگاه می‌کردند و سعی می‌کردند بخوانند بدون اینکه بفهمند.

یکی از چیزهایی که آتاری دستی را از بقیه‌ی اسباب‌بازی‌ها جدا می‌کرد، مفهوم «بازی‌کردن تنها» بود. قبل از آن، همه‌ی بازی‌ها نیاز به یک یا چند نفر دیگر داشتند. با آتاری دستی، می‌شد ساعت‌ها تنها نشست و بازی کرد. این تنهایی انتخابی و پر از هیجان، یک تجربه‌ی جدید بود که بچه‌های دهه ۶۰ برای اولین بار با آن روبه‌رو شدند.

ماندگارترین خاطره‌ی بسیاری از دهه ۶۰‌ای‌ها این است که وقتی عدد امتیاز روی صفحه بالا می‌رفت، یک احساس فوق‌العاده به آدم دست می‌داد. این همان حس بود که بعدها در بازی‌های کامپیوتری، گوشی‌های هوشمند و تمام دنیای دیجیتال باز هم تجربه می‌شد — ولی اولین بارش توی آن جعبه‌ی کوچک پلاستیکی اتفاق افتاد.

بازی دستی LCD قدیمی دهه ۶۰ ایران

فانی‌فکس: خوراکی یا اسم بازی؟ این ابهام از کجا آمد؟

اگر از هر کسی که در دهه ۶۰ بچه بود بپرسید «فانی‌فکس چیه؟» احتمالاً جواب‌های مختلفی می‌شنوید. یک عده می‌گویند یک خوراکی بود، یک عده می‌گویند اسم یک نوع بازی دستی. هر دو درست است و هر دو به یک دهه برمی‌گردند.

فانی‌فکس (Funifex) در اصل نام یک خوراکی و برند آب‌نبات و شکلات بود که در اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰ شمسی در ایران محبوب شد. بسته‌بندی رنگارنگ و شیرین‌هایش را خیلی‌ها یادشان است. این برند هیچ ربط مستقیمی به بازی‌های الکترونیکی نداشت.

چرا «فانی‌فکس» با بازی‌های دستی قاطی شد؟
خیلی‌ها یادشان است که دکه‌داران و فروشنده‌های بازی‌های دستی، دستگاه‌هایشان را با نام‌های خودساخته می‌فروختند. بعضی‌ها به بازی‌های LCD «فانی» یا «فانی‌بازی» می‌گفتند. این شباهت اسمی در ذهن بچه‌ها با برند «فانی‌فکس» خوراکی ترکیب شد. از طرف دیگر بعضی از ارزان‌ترین دستگاه‌های وارداتی از آسیای شرقی اسم‌هایی شبیه به این داشتند. این سردرگمی خودش بخشی از خاطره‌ی آن دوران است.

در حقیقت اسم‌های زیادی بودند که به‌جای هم استفاده می‌شدند: «آتاری دستی»، «بازی دستی»، «فانی»، «فانی‌بازی» و گاهی هم «فانی‌فکس». در مناطق مختلف ایران نام‌های متفاوتی داشت. این یکی از آن مواردی است که هر دهه ۶۰‌ای خاطره‌اش فرق می‌کند ولی احساسش یکی است: یک دستگاه کوچک که با یک دکمه ساعت‌ها آدم را اسیر می‌کرد.

اگر امروز کسی در گوگل «فانی فکس خوراکی» می‌زند احتمالاً دارد همان آب‌نبات ژله‌ای را دنبال می‌کند. ولی اگر می‌گوید «فانی فکس بازی» دارد به خاطره‌ی همان دستگاه‌های کوچک برمی‌گردد. هر دو بخشی از دهه ۶۰ هستند و هر دو یک احساس مشترک را زنده می‌کنند: بوی آن روزها.

جالب است که این نام‌گذاری‌های خودجوش و محلی خودشان نشان‌دهنده‌ی روح آن دوران بودند؛ وقتی هیچ اینترنتی نبود که بگوید اسم درست چیست، بچه‌ها و دکه‌داران اسم‌هایی می‌ساختند که راحت‌تر بر زبان می‌آمد. «فانی» از «فان» (fun) می‌آمد و برای بازی کاملاً منطقی بود.

سگا چطور وارد بازی‌های دستی بچه‌های ایران شد؟

سگا (Sega) یک شرکت ژاپنی بود که در کنار نینتندو، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان بازی در دنیا به‌شمار می‌رفت. سگا هم دستگاه‌های دستی تولید می‌کرد و هم کنسول‌های خانگی. مشهورترین دستگاه دستی سگا، «Game Gear» بود که در سال ۱۳۶۹ شمسی (اکتبر ۱۹۹۰ میلادی) در ژاپن عرضه شد و به‌سرعت در آسیا و اروپا محبوب شد.

در ایران دهه ۶۰، «سگا» یک اسم عام برای بازی‌های دستی پیشرفته‌تر شده بود. وقتی کسی می‌گفت «سگا دارم»، معنایش این بود که دستگاهش از آن آتاری‌های LCD ساده‌تر است، رنگی‌تر است یا گرافیک بهتری دارد. البته اکثر آن چیزهایی که در ایران «سگا» صدایشان می‌زدند هم نمونه‌های تقلبی و کلون‌های آسیایی بودند، نه محصول اصلی شرکت سگا.

کنسول‌های خانگی سگا، مثل «Master System» که از اواسط دهه ۶۰ در بازارهای جهانی بود، هم به ایران می‌رسیدند ولی بسیار کمیاب بودند. اگر خانه‌ای سگای خانگی داشت، خانه‌ی آن بچه تبدیل به مرکز محله می‌شد.

در همان دوران، محبوب‌ترین رقیب سگا در بازار دستگاه‌های دستی، «Nintendo Game Boy» بود که در سال ۱۳۶۸ شمسی (۱۹۸۹ میلادی) عرضه شد. گیم‌بوی هم به ایران می‌رسید ولی مثل سگا، بیشتر از طریق مسافرین خارج از کشور. این دستگاه صفحه‌نمایش بهتری داشت و بازی‌هایی مثل «Tetris» و «Super Mario Land» برای بچه‌های آخر دهه ۶۰ تجربه‌ای کاملاً متفاوت بود.

با این حال، در ذهن جمعی دهه ۶۰‌ای‌های ایران، «سگا» اسمی بود که همه می‌شناختند. چه دستگاه اصلی داشتی، چه کلون، چه گیم‌بوی — اگر نمی‌خواستی توضیح بدهی، می‌گفتی «سگا دارم» و همه می‌فهمیدند: یعنی یک دستگاه بازی دستی خوب داری.

اما سگای اصلی هم در ایران پیدا می‌شد، البته نه در دسترس همه. خانواده‌هایی که از خارج می‌آمدند یا که در بازار تهران روابط داشتند، گاهی یک سگای واقعی می‌آوردند. بچه‌ای که در محله سگای اصلی داشت، در دهه ۶۰ یک‌جور ستاره بود و خانه‌اش همیشه شلوغ بود.

مجموعه‌ای از بازی‌های دستی دهه ۶۰

کدام بازی‌های دستی را بیشتر داشتید؟

چند نوع بازی دستی بودند که در دهه ۶۰ بیشتر از همه در دست بچه‌های ایران دیده می‌شدند. هر کدام خاطره‌های خاص خودشان را داشتند:

بازی‌های ماهیگیری و شکار

یکی از پرطرفدارترین‌ها بازی صید ماهی بود. یک مرد کوچک روی لبه‌ی آب، ماهی‌هایی که از دهان رودخانه بیرون می‌زدند را با قلابش می‌گرفت. سادگی‌اش اعتیادآور بود. این بازی از آن نوع بازی‌هایی بود که هم بچه می‌توانست بازی کند و هم پدرش. وقتی پدر را پشت بازی می‌دیدید و مادر می‌گفت «کی شام می‌خوریم؟» می‌فهمیدید که این دستگاه‌ها دیگر اسباب‌بازی بچه‌ها نیستند.

بازی موتورسواری و ماشین‌سواری

یک موتور یا ماشین کوچک توی جاده می‌دوید و باید از ماشین‌های روبه‌رو فرار می‌کرد. سرعت بازی با پیشرفت سطح بیشتر می‌شد. این بازی آدرنالین داشت و همین بود که بچه‌ها وسط درس هم از آن دل نمی‌کندند. بعضی‌ها می‌گفتند راز برنده‌شدن این است که آدم دستش را آرام نگه دارد، بعضی‌ها می‌گفتند باید خیلی سریع زد. این بحث‌ها توی مدرسه تا وقت زنگ ادامه داشت.

بازی جنگنده و فضایی

یک موشک یا هواپیمای جنگنده از پایین صفحه تیراندازی می‌کرد و باید دشمن‌های بالایی را می‌زد. الهام گرفته از بازی «Space Invaders» معروف بود ولی در نسخه LCD بسیار ساده‌تر. این بازی در بین بچه‌های بزرگ‌تر دهه ۶۰ طرفدار زیادی داشت. وقتی همه‌ی دشمن‌ها کشته می‌شدند و سطح جدید شروع می‌شد، آن صدای کوچک پیروزی یکی از بهترین صداهای دوران کودکی بود.

بازی دلفین و آکواریوم

یک دلفین کوچک توی آب شنا می‌کرد و باید از موانع رد می‌شد. این یکی از آن بازی‌هایی بود که بچه‌های کوچک‌تر بیشتر دوست داشتند چون کمتر استرس داشت و سرعتش کندتر بود. مادرها هم برای همین معمولاً این نوع را ترجیح می‌دادند بخرند.

بازی آشپز و گارسون

یک آشپز کوچک باید پیتزاها یا بشقاب‌هایی که از آشپزخانه می‌آمدند را می‌گرفت و به میزها می‌برد. این بازی ریتم تندتری داشت و هرچه بیشتر پیش می‌رفت، بشقاب‌ها سریع‌تر می‌آمدند. اگر بشقابی می‌افتاد، یک «زندگی» از دست می‌رفت. خیلی‌ها یادشان است که آخرین زندگی را که از دست می‌دادند، دستگاه را می‌گذاشتند کنار و می‌رفتند آب بخورند تا دوباره شروع کنند.

از بازی‌های فکری و گروهی که بچه‌های دهه ۶۰ دورهم بازی می‌کردند، نگاهی بیندازید به بازی‌های فکری دهه ۶۰: از منچ تا مارپله‌های کاغذی که روایت کاملی از بازی‌های غیردیجیتال آن دوران دارد.

کجا می‌خریدند و قیمت آتاری دستی در دهه ۶۰ چقدر بود؟

آتاری‌های دستی از چند مسیر وارد دست بچه‌های ایران می‌شدند و هر مسیر خاطره‌ی خودش را داشت:

دکه‌های کنار مدرسه و بازار

مهم‌ترین راه خرید دکه‌های اسباب‌بازی‌فروشی کنار مدرسه‌ها و بازارهای محلی بودند. این دکه‌ها معمولاً یک رکاب آویزان از سقف داشتند که چند تا آتاری دستی با سیم‌های سبز یا قرمز بهش وصل بودند. می‌توانستی امتحان کنی و بعد تصمیم بگیری. همین امتحان‌کردن بود که نیم ساعت طول می‌کشید و دکه‌دار صبور می‌ایستاد چون می‌دانست که اگر بازی خوب باشد، پول درمی‌آید.

قیمت دقیق آتاری‌های دستی در دهه ۶۰ را نمی‌توان با اطمینان گفت چون بازار غیررسمی بود و قیمت‌ها بسیار متفاوت بودند. بعضی دستگاه‌های ارزان چند ده تومان بودند و دستگاه‌های بهتر می‌توانستند چند برابر این قیمت داشته باشند. هر شهر، هر بازار، و هر دکه قیمت خودش را داشت.

مسافرین خارج از کشور

دستگاه‌های اصلی و باکیفیت معمولاً از طریق خانواده‌هایی که از کشورهای حوزه خلیج فارس، اروپا یا ژاپن می‌آمدند وارد ایران می‌شدند. اگر کسی عمو یا دایی در دوبی یا آلمان داشت و او آتاری دستی می‌آورد، این دستگاه تبدیل به گنجینه‌ی خانواده می‌شد و همه‌ی بچه‌های فامیل برای بازی‌کردن باهاش صف می‌کشیدند.

بازار تهران و پاساژهای تخصصی

در تهران، پاساژها و بازارهای خاصی بودند که وارداتی‌ها می‌آوردند. پاساژهای اطراف بازار تهران و خیابان جمهوری از جاهایی بودند که انواع اسباب‌بازی‌های خارجی از جمله بازی‌های دستی پیدا می‌شد. البته اینجا هم خیلی از دستگاه‌ها کلون بودند نه محصول اصلی. ولی کلون‌ها هم کار می‌کردند و همین کافی بود.

برای خانواده‌هایی که می‌خواستند یک هدیه به یادماندنی بخرند، یک آتاری دستی یا بازی‌های اسباب‌بازی از بهترین گزینه‌ها بود. فروشگاه دهه ۶۰ مجموعه‌ای از بازی‌های فکری قدیمی آن دوران را نگه‌داری می‌کند که یادآور همان خاطرات است.

خاطرات مشترک: از کلاس تا حیاط

آتاری دستی یک پدیده‌ی اجتماعی هم بود. دیدن آن در دست دیگران، خواستن آن، گرفتنش برای یک بازی، یا نگه‌داشتنش جلوی چشم بقیه — اینها همه بخشی از فرهنگ مدرسه‌ی دهه ۶۰ شدند.

خاطره‌ی کلاس:
خیلی‌ها یادشان است که در کلاس درس، آتاری دستی را زیر میز مخفی می‌کردند. صدای بوق‌بوقش دردسرساز بود. بعضی‌ها یاد گرفته بودند صدایش را تا کمترین حد کم کنند یا با انگشت صفحه‌اش را بپوشانند تا نوری از جیبشان نزند. معلم وقتی دستگاه را می‌گرفت، معمولاً فقط تا آخر کلاس نگه می‌داشت — ولی همین نگاه معلم کافی بود که آدم چند بار نفس عمیق بکشد.

در حیاط مدرسه هم آتاری دستی نقش خودش را داشت. کسی که آتاری داشت، بچه‌های دیگر دورش جمع می‌شدند. نوبت‌بندی برای بازی‌کردن یک آیین غیررسمی بود. گاهی این نوبت‌بندی به دعوا می‌کشید، گاهی به دوستی‌های جدید. آتاری دستی دسته‌دسته می‌کرد.

دعوای سرِ نوبت یکی دیگر از خاطرات آن دوران بود. «دو تا بازی دادم، یه بازی بگیر» قرارداد شفاهی رایجی بود که همه قبولش داشتند. اگر کسی زودتر می‌مُرد می‌توانست دستگاه را بدهد. اگر یک بازی طولانی می‌شد، طرف مقابل ناراحت می‌شد. همه‌ی این قراردادها بدون هیچ نوشته‌ای کار می‌کردند.

آتاری دستی در خانه هم خاطره‌ساز بود. خیلی‌ها یادشان است که شب‌ها زیر پتو با چراغ خاموش بازی می‌کردند و صفحه‌ی LCD ضعیف در تاریکی کمی می‌درخشید. مادر صدا می‌کرد «بخواب» و بچه دستگاه را زیر بالش می‌گذاشت. پنج دقیقه بعد دوباره برش می‌داشت. این بازی مخفیانه زیر پتو یکی از لحظه‌های خاصی است که خیلی‌ها با لبخند یادش می‌افتند.

تعمیر آتاری دستی هم یک فن بود. وقتی یک دکمه کار نمی‌کرد، بعضی‌ها باز می‌کردند و با سیم‌های داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. وقتی صفحه‌ی LCD تیره می‌شد، گاهی با ضربه آرام پشت دستگاه درست می‌شد. این ضربه‌های آرام که حالت تکنیکی داشتند، یکی دیگر از ترفندهای مشترک نسل دهه ۶۰ بود.

باتری‌های ۱.۵ ولتی:
یکی دیگر از خاطرات مشترک دهه ۶۰، کمبود باتری یا تمام‌شدنش در بدترین لحظه بود. بعضی‌ها یاد گرفته بودند باتری را از دستگاه درآورند، کمی گرمش کنند با دست یا زیر آفتاب بگذارند و دوباره جا بزنند تا چند دقیقه‌ای بیشتر کار کند. این ترفند بچگانه را همه‌ی دهه ۶۰‌ای‌ها یادشان است و هنوز هم وقتی یک باتری تمام می‌شود، بعضی‌ها همین کار را می‌کنند.

چرا این بازی‌ها نشانه‌ی یک نسل شدند؟

آتاری دستی، فانی‌فکس و سگا فقط یک اسباب‌بازی نبودند. برای بچه‌های دهه ۶۰ این دستگاه‌ها یک تحول بودند و چند دلیل برای این داشت:

اول اینکه تا قبل از آمدن این بازی‌ها، سرگرمی تعاملی‌ترین حالتش منچ، فوتبال حیاط یا قوطی‌بازی بود. یک‌دفعه یک دستگاه توی دست آدم قرار می‌گرفت که با تصمیم‌های لحظه‌ای به آدم «زندگی» می‌داد یا می‌گرفت. این تجربه خیلی جدید بود. مفهوم «سطح» برای اولین بار به بازی‌های بچه‌ها وارد شد؛ اینکه بازی همیشه سخت‌تر می‌شود و باید بهتر بشوی.

دوم اینکه این دستگاه‌ها در سال‌هایی آمدند که ایران در جنگ بود. جنگ باعث شده بود که خیلی از سرگرمی‌های عمومی کم‌رنگ‌تر شوند. آتاری دستی یک فرار کوچک بود؛ به جنگل‌ها، دریاها، جاده‌ها و فضاهایی که خیلی از بچه‌ها هرگز ندیده بودند.

سوم اینکه این دستگاه‌ها کودکی را خصوصی کردند. تا قبل از آن، بازی یعنی با بقیه بازی‌کردن. با آتاری دستی، آدم می‌توانست تنها بنشیند و دنیای خودش باشد. این تنها ماندن با یک دستگاه کوچک، برای اولین بار به بچه‌های ایرانی یاد داد که می‌شود با یک ماشین هم ارتباط عاطفی برقرار کرد.

نسل دهه ۶۰ اولین نسلی بود که با «بازی ذهنی تعاملی» بزرگ شد. همین تجربه بود که بعداً آن‌ها را آماده کرد برای کامپیوتر، اینترنت و دنیای دیجیتال. در این معنا، آتاری دستی کوچک نه‌فقط یک اسباب‌بازی بلکه یک دروازه بود.

اگر می‌خواهید با اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ هم آشنا شوید و ببینید این روند چطور ادامه پیدا کرد، مقاله اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰: از سگا و آتاری تا کرگدن لپ‌لپ یک مقایسه جالب ارائه می‌دهد.

امروز بعضی‌ها هنوز دنبال همان دستگاه‌های قدیمی می‌گردند. نه برای بازی‌کردن، بلکه برای یادآوری. برای اینکه لمس پلاستیک سرد آن دستگاه‌ها را دوباره احساس کنند. برای اینکه صدای بوق‌بوقشان را دوباره بشنوند و دوباره همان کودکی را که با باتری‌های تمام‌شده دست‌وپنجه نرم می‌کرد احساس کنند. آن صداهای ساده LCD شاید ابتدایی‌ترین صداهای دیجیتال بودند که به گوش یک نسل رسید — ولی عمیق‌ترین اثر را گذاشتند.

یک چیز جالب این است که وقتی دهه ۶۰‌ای‌ها الان با فرزندان خودشان درباره‌ی این بازی‌ها حرف می‌زنند، بچه‌ها باورشان نمی‌شود که این دستگاه‌های ساده می‌توانستند اینقدر جذاب باشند. اما واقعیت این است که جذابیت آن دستگاه‌ها از فناوری نمی‌آمد؛ از تازگی می‌آمد. وقتی هیچ چیز دیجیتالی وجود ندارد، یک صفحه‌ی LCD با چند پیکسل کافی است که دنیایی در ذهن آدم بسازد.

شاید بزرگ‌ترین درس آتاری دستی این بود: نه گرافیک عالی، نه صدای استریو، نه داستان پیچیده — بلکه یک چالش ساده با قانونی روشن کافی است که ساعت‌ها آدم را درگیر کند. این درسی است که بهترین بازی‌های موبایلی امروز هم از آن استفاده می‌کنند. دهه ۶۰ بدون اینکه بداند، یک نسل را برای دنیای دیجیتال تربیت کرد.

سوالات متداول

آتاری دستی با آتاری خانگی چه فرقی داشت؟

آتاری خانگی (Atari 2600 و مدل‌های بعدی) یک کنسول بود که به تلویزیون وصل می‌شد و کارتریج‌های مختلفی داشت. آتاری دستی اما یک دستگاه مستقل با صفحه‌نمایش LCD بود که معمولاً شرکت‌های آسیایی کپی‌برداری کرده بودند و ربط مستقیمی به برند آتاری نداشت. در ایران دهه ۶۰ هر دو را «آتاری» صدا می‌زدند چون نام «آتاری» در ذهن مردم با هر بازی الکترونیکی گره خورده بود.

فانی‌فکس واقعاً یک بازی دستی هم بود؟

فانی‌فکس اصالتاً نام یک خوراکی و برند آب‌نبات بود. اما در استفاده‌ی عامیانه‌ی برخی مناطق ایران، این اسم به برخی دستگاه‌های بازی دستی ارزان‌قیمت هم اطلاق می‌شد — احتمالاً به‌خاطر تداعی اسم «فانی» با واژه‌ی انگلیسی «fun» به معنای سرگرمی. این خلط اسمی یکی از آن خاطرات جمعی دهه ۶۰ است که همه‌ی دهه ۶۰‌ای‌ها آن را به یک شکل تأیید نمی‌کنند چون بسته به منطقه فرق دارد.

سگا Game Gear در ایران دهه ۶۰ بود؟

سگا Game Gear در اکتبر ۱۳۶۹ شمسی (۱۹۹۰ میلادی) در ژاپن عرضه شد و در اواخر دهه ۶۰ شمسی به ایران هم رسید، ولی خیلی کمیاب و گران بود. بیشتر ایرانی‌ها دستگاه‌های LCD ارزان‌تری داشتند که آن‌ها را «سگا» صدا می‌زدند. سگای واقعی فقط در دست تعداد کمی از خانواده‌ها بود و همین کمیابی‌اش، آن را محبوب‌تر می‌کرد.

آتاری دستی قدیمی ارزش کلکسیونی دارد؟

دستگاه‌های اصلی مثل Nintendo Game & Watch در دنیا ارزش کلکسیونی بالایی دارند. نمونه‌های کپی آسیایی که در ایران بیشتر بود ارزش کمتری دارند اما هنوز در میان دهه ۶۰‌ای‌ها احساسی ارزشمند ایجاد می‌کنند. اگر یکی از این دستگاه‌ها در جعبه‌ی اصلی و آکبند باشد، می‌تواند در بازار آنتیک قیمت خوبی داشته باشد.

بازی‌های دستی دهه ۶۰ را الان کجا می‌توان پیدا کرد؟

این دستگاه‌ها دیگر در بازار معمولی پیدا نمی‌شوند. برخی نمونه‌ها در بازارهای آنتیک، سایت‌های فروش وسایل دست‌دوم یا در مجموعه‌های نوستالژیک شخصی پیدا می‌شوند. فروشگاه دهه ۶۰ مجموعه‌ای از اسباب‌بازی‌های اصل آن دوران را نگه‌داری می‌کند که می‌توانید در بخش اسباب‌بازی مشاهده کنید.

اسباب‌بازی‌های اصل دهه ۶۰ را پیدا کنید

فروشگاه دهه ۶۰، اولین و بزرگ‌ترین فروشگاه نوستالژی ایران با بیش از ۳٬۵۰۰ خریدار راضی، مجموعه‌ای از اسباب‌بازی‌ها، بازی‌های فکری و وسایل اصیل دوران کودکی شما را گردآوری کرده. وسایل اصل، فابریک و با کیفیت — نه کپی، نه ماکت.

مشاهده اسباب‌بازی‌های قدیمی

یادت میاد؟ تو کامنت بنویس.