نوستالژی دهه ۶۰

اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰: از سگا و آتاری تا کرگدن لپ‌لپ

اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ — بچه‌های ایرانی دور تلویزیون

اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ در ایران یک تحول واقعی بودند: سگا و آتاری جای تیله و هفت‌سنگ را گرفتند، کرگدن لپ‌لپ از دل کیسه چیپس درآمد، و اولین ماشین‌های کنترلی وارد کوچه‌های ایران شدند. اگر متولد اواسط دهه ۶۰ یا اوایل دهه ۷۰ هستی، این نوشته درباره دوران توست.

دهه ۷۰ چرا برای اسباب‌بازی‌ها یک دهه کاملاً متفاوت بود؟

دهه ۶۰ دهه بازی‌های کوچه بود. تیله، الک‌دولک، هفت‌سنگ، لی‌لی — همه بیرون از خانه، روی آسفالت داغ تابستان یا حیاط سرد پاییز. مهم‌ترین اسباب‌بازی هر بچه‌ای چند عروسک پارچه‌ای، یک ماشین فلزی، یا یک تخته‌نرد بود که با پدر یا عموجون بازی می‌کردی.

اما دهه ۷۰ — یعنی تقریباً از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۹ — همه چیز عوض شد. جنگ تمام شده بود. واردات دوباره جان گرفته بود. دوران سازندگی شروع شده بود و مغازه‌های اسباب‌بازی پر از چیزهایی شدند که نسل قبل هیچ‌وقت ندیده بود. صفحه‌های چرخان آتاری روی تلویزیون‌ها ظاهر شدند، سگا با صدای «سگا!» از در خانه وارد شد، و چیزهای کوچکی که از دل کیسه چیپس درمی‌آمدند ناگهان مهم‌ترین چیز زندگی یک بچه شده بودند.

این تحول فقط در خود اسباب‌بازی‌ها نبود — در نحوه بازی هم بود. دهه ۷۰ اولین دهه‌ای بود که بخش بزرگی از بازی از کوچه به داخل خانه کشیده شد. بچه‌های ایران برای اولین بار جلوی تلویزیون نشستند نه فقط برای تماشا، بلکه برای بازی کردن. این تغییر کوچکی نبود.

یه فرق مهم دیگر هم بود: دهه ۷۰ دهه «تنوع» بود. اگر در دهه ۶۰ همه بچه‌های یه محله با یه جور اسباب‌بازی بازی می‌کردند، در دهه ۷۰ خانه‌ها خیلی با هم فرق داشتند — یکی آتاری داشت، یکی سگا، یکی ماشین کنترلی، یکی تاماگوچی. این تنوع خودش فضای جدیدی در روابط بچه‌ها ایجاد کرده بود.

جوی‌استیک و دسته بازی دهه ۷۰

سگا و آتاری — وقتی بازی‌های دیجیتال وارد خانه ایرانی شدند

اگر اوایل دهه ۷۰ را به یاد داری، احتمالاً یادت هست که چطور اولین بار آتاری را دیدی. برای خیلی‌ها این دیدار اول نه در خانه خودشان، بلکه خانه همسایه یا عموجان بود — جایی که باید التماس می‌کردی یک ساعت بازی کنی. بعد کم‌کم به خانه‌های بیشتری راه پیدا کرد.

آتاری — اولین مهمان دیجیتال ایران

آتاری در ایران عمدتاً به شکل دستگاه‌های کلون تایوانی یا کره‌ای شناخته می‌شد. این دستگاه‌ها ظاهر آتاری ۲۶۰۰ اصلی را داشتند — با آن طرح نوار قهوه‌ای کنار دستگاه — اما تولید داخل تایوان یا کره جنوبی بودند. معمولاً با یک جوی‌استیک می‌آمدند و یک کارتریج که چندین بازی روی آن داشت.

صدای «بوب بوب» و «پیوو» آتاری در اوایل دهه ۷۰ یک موسیقی آشنا برای خانه‌های ایرانی شد. بازی‌های پانگ، پاک‌من، فروگر، تانک، و چیزهایی شبیه این — گرافیک ساده داشتند اما برای بچه‌هایی که قبلاً هیچ بازی دیجیتالی ندیده بودند، جادویی بودند.

آنچه آتاری را خاص می‌کرد سادگی‌اش بود: یه جوی‌استیک، یه دستگاه کوچک، اتصال به تلویزیون. هر خانه‌ای که تلویزیون داشت می‌توانست آتاری هم داشته باشد. این ساده بودن یکی از دلایل محبوبیتش در ایران بود.

یک خاطره مشترک بچه‌های اوایل دهه ۷۰ صدای «پیوو» جوی‌استیک آتاری است — آن صدایی که وقتی دکمه را فشار می‌دادی می‌آمد. اگر جوی‌استیک خوب نبود یا سیمش کج شده بود، هزار جور می‌شد حرکت دادش. خیلی‌ها یادشون می‌آد که جوی‌استیک آتاری مدام خراب می‌شد و باید یا تعمیرش می‌کردی یا یکی دیگر می‌خریدی.

سگا — تحولی که همه متوقف شدند

اواسط دهه ۷۰ نوبت سگا بود. دستگاه‌هایی شبیه سگا مگادرایو — اغلب با نام‌های مختلف یا بدون نام مشخص — با بازی‌هایی با گرافیک بسیار بهتر وارد ایران شدند. وقتی اولین بار سونیک، خیابان‌های خشم، یا یک بازی فوتبال روی سگا دیدی، آتاری ناگهان خیلی قدیمی به نظر رسید.

کارتریج‌های سگا در ایران عمدتاً «کارتریج چند بازی» بودند — معمولاً از تایوان یا کره می‌آمدند و ۹۹ تا، ۲۵۰ تا، یا حتی ۵۰۰ «بازی» روی آن‌ها بود. البته اکثر این «بازی»ها تکراری بودند یا همان بازی با سرعت متفاوت بودند، اما به اندازه کافی محتوا داشتند که بچه‌ها ساعت‌ها مشغول باشند.

خاطره مشترک: خیلی‌ها یادشون می‌آد که روی دستگاه سگا، کارتریج را درمی‌آوردند و دوباره می‌گذاشتند تا بازی لود بشه. این «ریست» کردن با درآوردن کارتریج گاهی کار می‌کرد، گاهی بازی خراب می‌شد، و گاهی یک بازی دیگر ظاهر می‌شد. این ریسک کردن با کارتریج یکی از تجربه‌های مشترک بچه‌های دهه ۷۰ بود.

فرهنگ بازی هم عوض شده بود. در دهه ۶۰ بازی یعنی رفتن بیرون، جمع شدن با بقیه. در دهه ۷۰ «بازی» می‌توانست یعنی نشستن جلوی تلویزیون با یه دوست. «بریم خونه‌ی امیر سگا بازی کنیم» جمله‌ای بود که در آن سال‌ها خیلی شنیده می‌شد.

بازی‌های دیجیتال رقیب جدی هم داشتند: مادرها و پدرهایی که نگران بودند بچه‌ها از جلوی تلویزیون بلند نمی‌شوند. عبارت «چشمات خراب می‌شه» یکی از جملات رایج خانه‌های دهه ۷۰ بود — جمله‌ای که هنوز توی گوش خیلی‌هاست.

اگر دوست داری اسباب‌بازی‌های فکری آن دوران را دوباره تجربه کنی، بازی فکری قدیمی چتربازان شجاع یکی از همان بازی‌های کلاسیکی است که هنوز پیدا می‌شود — همان بازی که بچه‌های دهه ۷۰ گاهی آن را با سگا رقیب می‌دیدند.

کرگدن لپ‌لپ کجا بود و چرا همه دنبالش می‌گشتیم؟

اگر یه چیز باشد که بیشتر از هر چیز دیگری نماد اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ شده باشد، کرگدن لپ‌لپ است. این اسم برای هر کسی که بچگی‌اش در دهه ۷۰ بوده آشناست — کرگدن کوچک پلاستیکی که هر بچه‌ای حداقل یه بار برای داشتنش آرزو کرده بود.

کرگدن لپ‌لپ چی بود؟

کرگدن لپ‌لپ یک اسباب‌بازی جایزه‌ای بود — یعنی اسباب‌بازی‌ای که نه از مغازه اسباب‌بازی‌فروشی، بلکه از داخل کیسه خوراکی بیرون می‌آمد. جمله‌ای که خیلی‌ها یادشان هست این است: «باز کن، ببین جایزه داره.»

این کرگدن‌های کوچک پلاستیکی — با آن شاخ مشخص روی بینی‌شان — معمولاً داخل بسته‌های چیپس، پفک، یا خوراکی‌های بچه‌گانه دیگر پیدا می‌شدند. برای بچه‌های آن دوران کشف یک کرگدن لپ‌لپ داخل کیسه خوراکی به اندازه یک جایزه واقعی بزرگ ارزش داشت. نام «لپ‌لپ» هم از حرکت یا صدای مخصوصی می‌آمد که این اسباب‌بازی‌ها داشتند — آن جست‌وخیز یا تکان خوردن کوچکی که وقتی فشارشان می‌دادی یا رهاشان می‌کردی اتفاق می‌افتاد.

چرا کرگدن؟

کرگدن یعنی همان کنیوس معروف با شاخ — یک حیوان عجیب که در دهه ۷۰ احتمالاً برای بچه‌های ایرانی شکل هیجان‌انگیزی داشت. این اسباب‌بازی‌ها اغلب از شرق آسیا وارد می‌شدند و طراحی‌شان ترکیبی از جالب بودن و ارزان بودن بود — دقیقاً همان چیزی که برای یک اسباب‌بازی جایزه‌ای مناسب است.

کرگدن لپ‌لپ — اسباب‌بازی جایزه‌ای دهه ۷۰

جمع‌آوری کرگدن — اولین تجربه کلکسیون‌داری

چیزی که کرگدن لپ‌لپ را به پدیده تبدیل کرد این بود که رنگ‌های مختلف داشت. یه کرگدن قرمز، یکی آبی، یکی زرد، یکی سبز… و بچه‌ها خیلی زود فهمیدند که می‌توانند کلکسیون جمع کنند. کسی که سه تا داشت به کسی که یکی داشت می‌فروخت یا عوض می‌کرد. این شاید اولین تجربه «معامله» و «کلکسیون‌داری» خیلی از بچه‌های دهه ۷۰ بود.

خاطره مشترک: خیلی از بچه‌های دهه ۷۰ یادشون می‌آد که چیپس می‌خریدند نه لزوماً به خاطر خودش، بلکه به خاطر جایزه داخلش. «یه نفر دیده توی این برند کرگدن آبی داره» کافی بود که همه بچه‌های محله شروع کنند به خریدن. این قدرت جایزه‌های کوچک بود — هیجانی که از خود خوراکی بیشتر بود.

کرگدن لپ‌لپ نماد یک تغییر فرهنگی بود: دهه ۷۰ دهه‌ای بود که «بسته‌بندی» اهمیت پیدا کرد. خوراکی دیگر فقط خوراکی نبود — می‌توانست یک تجربه داشته باشد، می‌توانست یک غافلگیری توی خودش پنهان کرده باشد. این مدل از اسباب‌بازی جایزه‌ای که در دهه ۷۰ شروع شد در دهه‌های بعد هم ادامه داشت — اما بچه‌های دهه ۷۰ اولین نسلی بودند که این هیجان را چشیدند.

دیگر جایزه‌های داخل خوراکی

البته کرگدن تنها نبود. در همان دوران جایزه‌های دیگری هم بودند — شکل‌های پلاستیکی مختلف، کارت‌های تصویری، و اسباب‌بازی‌های کوچک دیگر که هر از گاهی داخل بسته‌های خوراکی پیدا می‌شدند. اما کرگدن لپ‌لپ جایگاه ویژه‌ای در خاطره نسل دهه ۷۰ پیدا کرده — اسمش به تنهایی یک دوران را زنده می‌کند.

بازی‌های فکری و کارت‌بازی‌های نسل دهه ۷۰ چه فرقی داشتند؟

بازی‌های فکری و کارتی در دهه ۷۰ هنوز پررنگ بودند — اما رقیب جدی داشتند. سگا و آتاری حضور داشتند و برای جلب توجه بچه‌ها رقابت سختی جریان داشت. بازی‌های روی میزی یا روی زمین باید چیزی داشتند که بازی‌های دیجیتال نداشتند: تعامل مستقیم بین آدم‌ها.

کارت‌های هاچ — قوانین نانوشته بازی

کارت‌های هاچ — با طرح زنبور عسل کارتونی آن دوره — یکی از محبوب‌ترین کارت‌بازی‌های این دوره بودند. این کارت‌ها در مغازه‌های اسباب‌بازی فروخته می‌شدند و معمولاً هر بچه‌ای چند دست داشت.

اما جالب‌تر از خود کارت، قوانین بازی‌ای بود که خود بچه‌ها بینشان رواج داشت — قوانینی که از محله‌ای به محله دیگر فرق داشت و هر کسی ادعا می‌کرد قانون «درست» را می‌داند. این بحث درباره قوانین خودش نوعی بازی بود. کارت بازی هاچ دهه ۶۰ هنوز هم در فروشگاه دهه ۶۰ موجود است — اگر می‌خواهی یادگاری از آن روزها داشته باشی.

کارت‌های تانک، قطار، و حیوانات

کنار هاچ، کارت‌های تانک و قطار هم محبوبیت داشتند. این کارت‌ها معمولاً روی زمین، روی موزاییک‌های حیاط مدرسه، یا روی فرش خانه بازی می‌شدند. بازی کارتی روی زمین یعنی زانو زدن، چمباتمه زدن، و گاهی افتادن روی هم برای «گرفتن» کارت‌ها — بازی که هم فکری بود هم فیزیکی.

بازی مارپله، فوتبالیست و بازی‌های رومیزی

مار و پله که ریشه‌اش به دهه‌های پیشین می‌رسید، در دهه ۷۰ هنوز پررنگ بود. اما نسل جدیدتری از بازی‌ها هم وارد شده بود — بازی‌هایی با مکانیزم‌های پیچیده‌تر. بازی فوتبالیست‌ها و مارپله نوستالژیک ترکیب جالبی بود — مار و پله که با تم فوتبال درهم آمیخته شده بود، دو چیز که بچه‌های آن دوران هر دو دوستشان داشتند.

یک فرق اساسی بین بازی‌های فکری دهه ۷۰ و دهه ۶۰ این بود: در دهه ۷۰، این بازی‌ها رقیب جدی داشتند — تلویزیون و سگا. هر شب آخر هفته باید انتخاب می‌کردی: مار و پله بازی کنی یا سگا؟ این انتخاب خودش یه خاطره‌ای است که خیلی‌ها یادشان می‌آید.

یو-یو و فرفره برقی — مدهای دهه ۷۰

دهه ۷۰ دهه «مدهای اسباب‌بازی» هم بود. یه بازه‌ای یو-یو مُد بود — همه بچه‌ها یو-یو داشتند و سعی می‌کردند «ترفند»های مختلف را یاد بگیرند. بعد از اون نوبت فرفره (تاپ) رسید، بعد یه چیز دیگر. هر مد چند ماه طول می‌کشید، بعد با یه مد جدید جایگزین می‌شد — و جالب اینجاست که هیچ‌کس نمی‌دانست مد بعدی چیست تا ناگهان ظاهر می‌شد.

ماشین کنترلی، عروسک و دیگر اسباب‌بازی‌های وارداتی دهه ۷۰

دهه ۷۰ دهه ورود گسترده اسباب‌بازی‌های وارداتی به بازار ایران بود. البته قبل از آن هم اسباب‌بازی وارداتی بود، اما دهه ۷۰ دسترسی به آن‌ها خیلی بیشتر شد — هم از نظر تنوع و هم از نظر قیمت.

ماشین کنترلی — رویای همه پسرهای دهه ۷۰

ماشین کنترلی یکی از گران‌ترین و باارزش‌ترین اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ بود. داشتن یک ماشین کنترلی که «واقعاً کنترل می‌شد» — نه آن نوع سیمی قدیمی، بلکه ماشین کنترلی رادیویی — نشانه‌ای از یک هدیه خوب بود.

اما راستش بیشتر ماشین‌های «کنترلی» که بچه‌ها داشتند یا سیمی بودند یا باطری‌خور معمولی. ماشین کنترلی رادیویی واقعی — که کنترلش روی فرکانس رادیویی کار می‌کرد — گران‌تر بود و معمولاً برای اعیاد بزرگ مثل نوروز یا تولد خریده می‌شد. همین کمیاب بودنش ارزشش را بیشتر می‌کرد.

عروسک‌های وارداتی — نسل جدید خانه‌های دهه ۷۰

دهه ۷۰ دهه ورود گسترده «باربی‌های کلونی» بود — عروسک‌هایی که شبیه باربی اصلی بودند اما از تایوان، کره، یا چین می‌آمدند. دختربچه‌های دهه ۷۰ اغلب یکی از این عروسک‌ها را داشتند. برخی خوش‌شانس‌تر بودند و باربی اصلی داشتند که پدر یا مادرشان از سفر خارج آورده بود.

جالب اینجاست که بسیاری از این عروسک‌ها «ایرانیزه» می‌شدند — لباسشان با پارچه تعویض می‌شد، موهایشان کوتاه می‌شد، و گاهی اسم ایرانی هم می‌گرفتند. مادرها و مادربزرگ‌ها اغلب برای این عروسک‌ها لباس می‌دوختند — یک ترکیب جالب از اسباب‌بازی وارداتی و دست‌دوزی ایرانی.

لگو و ساخت‌وساز — دهه ۷۰ دهه ساختن هم بود

دهه ۷۰ دهه ورود لگو و اسباب‌بازی‌های مشابه به ایران هم بود. لگوی اصلی گران بود، اما کلون‌های تایوانی و چینی که همان سیستم قفل کردن قطعات را داشتند، ارزان‌تر بودند و در بازار ایران پیدا می‌شدند. ساختن یه خانه، یه ماشین، یا یه برج با این قطعات کوچک رنگی یکی از آرام‌ترین و خلاقانه‌ترین بازی‌های دهه ۷۰ بود — بازی‌ای که با سرعت بازی‌های دیجیتال خیلی فرق داشت.

اسباب‌بازی‌های ساختنی دیگری هم بودند: ماکت هواپیما و ماکت ماشین که باید با چسب مخصوص جور می‌شدند. خیلی‌ها یادشون می‌آد که ساعت‌ها روی یک ماکت وقت گذاشتند و در نهایت چیزی ساختند که شاید خیلی شبیه عکس روی جعبه نبود — اما مال خودشان بود.

تاماگوچی — اولین حیوان خانگی مجازی

اواخر دهه ۷۰ «تاماگوچی» وارد ایران شد — دستگاه کوچک تخم‌مرغی شکلی که یک موجود مجازی روی صفحه‌اش بود و باید از آن مراقبت می‌کردی: غذایش می‌دادی، بازی‌اش می‌دادی، تمیزش می‌کردی. اگر بی‌توجهی‌اش می‌کردی، «می‌مُرد».

این اسباب‌بازی خاطره عجیبی در دهه ۷۰ داشت: بچه‌ها نگران «نمردن» موجوداتشان بودند حتی وسط کلاس. بعضی‌ها تاماگوچی‌شان را زیر میز پنهان می‌کردند و بین درس‌ها به آن‌ها غذا می‌دادند. معلم‌ها به تدریج با این وسیله «دشمن» شدند!

البته بیشتر تاماگوچی‌های ایران کلونی بودند — نسخه‌هایی که همیشه «زنده» می‌ماندند یا عملکرد متفاوتی داشتند. اما همین کلون‌ها هم برای بچه‌های آن زمان جذابیت داشتند.

اسباب‌بازی‌های دکه‌ای — شادی با چند سکه

کنار همه این اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت، همیشه بازار دکه‌ای وجود داشت — و شاید این اسباب‌بازی‌ها بیشتر از بقیه نماد روزمرگی دهه ۷۰ باشند. دکه روبروی مدرسه، مغازه آخر کوچه، دستفروش پارک — اینجاها بودند که با چند سکه می‌شد یک «اسباب‌بازی» خرید.

سوت، صورتک و بادکنک

سوت رنگی که با هر نفس یه رنگ می‌زد، صورتک پلاستیکی که روی صورتت می‌زدی و خودت را پسرخاله نشان می‌دادی، بادکنک که با بازدم باد می‌شد و با یه سوزن خبری ازش نمی‌شد — اینها اسباب‌بازی‌های پنج‌تومانی دهه ۷۰ بودند. گران نبودند، دوام نداشتند، اما خاطره داشتند.

تفنگ ترقه‌ای — شادی پرسروصدا

تفنگ ترقه‌ای یکی از اسباب‌بازی‌های محبوب دهه ۷۰ بود — تفنگ پلاستیکی که با کارتوش کاغذی کار می‌کرد و هر بار صدای «تَق» می‌داد. این اسباب‌بازی همیشه یک چیز جالب داشت: کارتوش‌هایش خیلی زود تمام می‌شد و باید دوباره می‌رفتی می‌خریدی. خود این رفتن و خریدن هم بخشی از تجربه بود.

اسباب‌بازی‌های «آهنربایی»

در همان دوران، بازی‌های آهنربایی هم محبوب بودند — ماهی‌های کوچک پلاستیکی که با میله آهنربا از داخل آب بیرون می‌کشیدی، یا اسب‌هایی که با آهنربا روی میدانی می‌چرخیدند. این بازی‌ها بیشتر کودکان کوچک‌تر را جذب می‌کرد، اما برای بچه‌های بزرگ‌تر هم گاهی جالب بود.

اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ امروز چقدر می‌ارزند؟

اگر فکر می‌کنی آن کارتریج‌های سگا یا ماشین کنترلی قدیمی گوشه انباری خاک می‌خورد، شاید وقتشه یه نگاه دوباره بهشان بیندازی. بازار اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ دارد با بزرگ شدن نسلی که آن‌ها را داشته رشد می‌کند.

دستگاه‌های سگا و آتاری — ارزش تاریخی

نسلی که سگا و آتاری بازی کرده الان بین ۳۵ تا ۴۵ سال دارد — و این همان سنی است که نوستالژی قوی‌ترین حالتش است. این باعث شده تقاضا برای اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ به تدریج بالا برود.

دستگاه‌های سگای اصلی (نه کلون) در بازار کلکسیون قیمت‌های قابل توجهی دارند. حتی کلون‌های ایرانی و تایوانی که در دهه ۷۰ رواج داشتند، اگر در حالت خوب نگه داشته شده باشند، امروز ارزش تاریخی دارند. قیمت‌ها بسته به وضعیت دستگاه، اینکه جعبه‌اش هست یا نه، و کارتریج‌هایش خیلی متفاوت است — بهتر است از مقایسه قیمت‌های فعلی در بازار نوستالژی استفاده کنی.

کارت‌های بازی و بازی‌های رومیزی

کارت‌های هاچ، تانک، قطار، و بازی‌های رومیزی مثل مار و پله اصیل دهه ۷۰ — اگر کامل باشند و جعبه‌شان داشته باشند — در بازار کلکسیون خریدار دارند. بسیاری از خانواده‌ها این بازی‌ها را هنوز نگه داشته‌اند و ندانسته کلکسیون ارزشمندی دارند.

کرگدن لپ‌لپ اصلی

کرگدن لپ‌لپ‌های اصیل دهه ۷۰ اگر نگه‌داشته شده باشند، کمیاب هستند. جایزه‌های اسباب‌بازی آن دوران کلکسیون مخصوص خودشان دارند؛ هر کسی ست کاملی از رنگ‌های مختلف داشته باشد، دارایی جالبی در اختیار دارد.

برای دیدن ارزش و قیمت واقعی اسباب‌بازی‌های دهه ۶۰ و ۷۰، می‌توانی راهنمای کامل اسباب‌بازی‌های دهه ۶۰ که الان گنج هستند را بخوانی — جدول قیمت بسیاری از اسباب‌بازی‌های آن دوره آنجاست. همچنین برای فهرست الفبایی کامل اسباب‌بازی‌های دهه ۵۰ تا ۷۰، اسم اسباب‌بازی‌های قدیمی یه مرجع کامل است.

سوالات متداول درباره اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰

اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ با دهه ۶۰ چه فرق اساسی داشتند؟

مهم‌ترین تفاوت ورود بازی‌های الکترونیکی (آتاری و سگا) به دهه ۷۰ بود. دهه ۶۰ دهه بازی‌های کوچه و حیاط بود، اما دهه ۷۰ بخش مهمی از بازی به داخل خانه و جلوی تلویزیون آمد. همچنین واردات اسباب‌بازی در دهه ۷۰ بسیار بیشتر شد و تنوع محصولات در بازار ایران افزایش یافت.

کرگدن لپ‌لپ دقیقاً چی بود و از کجا می‌آمد؟

کرگدن لپ‌لپ یک اسباب‌بازی جایزه‌ای بود — کرگدن پلاستیکی کوچکی که داخل بسته‌های خوراکی مثل چیپس پیدا می‌شد. این اسباب‌بازی‌ها رنگ‌های مختلف داشتند و بچه‌ها آن‌ها را جمع می‌کردند. عمدتاً از شرق آسیا وارد ایران می‌شدند و نمادی از ورود اسباب‌بازی‌های جایزه‌ای به بازار ایران بودند.

آتاری و سگا در ایران اصلی بودند یا کلون؟

اکثر دستگاه‌هایی که در ایران به عنوان «آتاری» یا «سگا» شناخته می‌شدند، کلون‌های تایوانی، کره‌ای یا چینی بودند. دستگاه‌های اصلی هم بودند اما کمتر و گران‌تر. این کلون‌ها اغلب با نام‌های مختلف فروخته می‌شدند و معمولاً مجموعه‌ای از بازی‌های متعدد روی یک کارتریج داشتند.

آیا می‌شود اسباب‌بازی‌های اصیل دهه ۷۰ را هنوز پیدا کرد؟

بله، اگر چه سخت‌تر از دهه ۶۰ است. بخشی از اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ در بازارهای کلکسیون، بازارهای هفتگی قدیمی، و فروشگاه‌های تخصصی نوستالژی پیدا می‌شوند. فروشگاه دهه ۶۰ مجموعه‌ای از بازی‌های فکری و اسباب‌بازی‌های آن دوران دارد که می‌توانی ببینی.

چرا اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ امروز این‌قدر محبوب شده‌اند؟

نسلی که در دهه ۷۰ بچه بود الان بین ۳۵ تا ۴۵ سال دارد — سنی که نوستالژی قوی‌ترین حالتش است. این نسل حالا درآمد دارد، اما خاطرات بچگی‌اش را دلتنگ است. اسباب‌بازی‌های دهه ۷۰ برای خیلی‌ها نماد دوران بی‌خیالی بعد از جنگ است — دوران سازندگی که بچه‌ها برای اولین بار با بازی‌های دیجیتال آشنا شدند.

اسباب‌بازی‌های دهه ۶۰ و ۷۰ — اصیل و فابریک

فروشگاه دهه ۶۰ مجموعه‌ای از بازی‌های فکری، کارت‌بازی‌ها، و اسباب‌بازی‌های اصیل آن دوران را نگه داشته. هدیه‌ای بساز که واقعاً حرف داشته باشد.

دیدن اسباب‌بازی‌های اصل

یادت میاد کدام اسباب‌بازی دهه ۷۰ بیشتر در ذهنت مانده؟ سگا بازی می‌کردی یا کرگدن جمع می‌کردی؟ تو کامنت بنویس.