مد دهه ۶۰ ایران: مردم واقعاً چه میپوشیدند؟
یادته آن روزها خیابانهای تهران چه رنگوبویی داشت؟ مردها با پیراهنهای چهارخانه فلانل و شلوار پارچهای راه میرفتند، و خانمها زیر روسریهای گلگلیشان آن لبخند ملیح همیشگیشان را داشتند. لباسهای دهه ۶۰ ایران شاید ساده بودند، اما پشت هر تکه پارچه یک داستان بود. داستان خانوادهای که با هم به بازار میرفتند، خیاطی که بهترین کارش را میکرد، و نسلی که از هر چیز کوچک لذت میبرد.
در این مقاله با هم یک گشتوگذار میکنیم در خیابانهای ایران دهه ۶۰؛ نه آنطور که کتابهای تاریخ تعریف میکنند، بلکه آنطور که واقعاً بود. لباسها، کفشها، عطرها، رنگها — همه چیزهایی که امروز وقتی میبینیمشان یک چیزی توی دلمان تکان میخورد.
فهرست مطالب
مردان دهه ۶۰ — سادگی که خودش یک جذابیت بود
مرد دهه شصتی ایران یک استایل خاص خودش داشت که اگر امروز کسی همان طور بپوشد، همه میگویند «خوشتیپ قدیمی». پیراهنهای چهارخانه فلانل — آبی، سبز، بنفش — روی شلوار پارچهای خاکی یا تیره. ساده، اما یک نوع وقار داشت.
پیراهن — ستاره بیتاج اتاق
پیراهن چهارخانه بهقدری محبوب بود که انگار نیمی از مردهای ایران یک مدل یکسان داشتند. البته تنوع هم وجود داشت: پیراهنهای ساده یقهآمریکایی با دکمه، پیراهنهای آستین کوتاه برای تابستان، و پیراهنهای فلانل ضخیم برای زمستان. خیلی از آقایان چند پیراهن بیشتر نداشتند اما هر کدام را مرتب و اتوکرده میپوشیدند.
تیشرتها هم بودند — معمولاً سفید یا رنگ روشن — و بیشتر بهعنوان زیر پوش استفاده میشدند تا لباس اصلی. ولی در خانه و کوچههای مناطق جنوبیتر شهر، تیشرت تنها لباس تابستانی بعضی مردها بود.
شلوار — بین پارچه و جین
شلوار پارچهای رسمی بود، جین کمی خودمانیتر. جین در دهه شصت جایگاه خودش را داشت، اگرچه گاهی در محیطهای رسمی با نگاه دیگری نگریسته میشد. شلوارهای پارچهای خاکی، قهوهای تیره، سرمهای و مشکی پرمصرفترینها بودند.
کاپشن — ملیپوش ملت
کاپشن دهه ۶۰ یک قصه جداگانه است. آن مدلهای ساده زیپدار که بهخصوص در رنگهای سبز نظامی، آبی نفتی و قهوهای تولید میشدند، بخشی از هویت مردانه آن دوره شدند. بازار بزرگ تهران پر بود از این کاپشنها — یکی برای کار، یکی برای مهمانی.
خاطره مشترک: خیلیها یادشانه که پدرشان کاپشن سبز یا آبی سرمهای داشت که هر فصل زمستان پایه بود. این کاپشنها آنقدر محکم دوخته میشدند که گاهی ده سال دوام میآوردند.
کت و شلوار — برای مناسبتهای مهم
برای عروسی، مجلس ترحیم، یا مصاحبه کاری، کتوشلوار لازم بود. مدلهای ایرانیدوز با دو دکمه و شانههای کمی پهن — طبیعتاً تحتتأثیر مد اروپایی دهه هفتاد و هشتاد میلادی بودند که با تأخیر به ایران میرسید. رنگها: خاکستری، سرمهای، قهوهای. کراوات هم کنارشان بود — حتی اگر گرهاش کمی چپچپ بود.
زنان دهه ۶۰ — رنگ در دل مانتو
اگر فکر میکنید لباس زنانه دهه شصت فقط یک چیز یکنواخت بود، اشتباه میکنید. زن ایرانی دهه شصت هنر داشت — هنر پیدا کردن زیبایی در محدودیت. مانتو بیرون، اما درون خانهها رنگ و نور بود.
مانتو — لباسی که شد نماد یک دوره
مانتو (manteau به فرانسوی یعنی پالتو) در دهه شصت وارد لغتنامه روزمره ایرانیها شد. اوایل بیشتر مدلهای ساده و یکدست بودند — معمولاً تا زیر زانو. رنگهای تیره مثل مشکی، سرمهای، قهوهای و خاکی غالب بودند. اما کمکم، بهخصوص در نیمه دوم دهه، مانتوهای رنگتر هم پیدا شدند.
جنس مانتوها: کرپ، ترگال، پشمی برای زمستان. خیاطهای خوب میتوانستند یک مانتو قشنگ بدوزند که سالها دوام بیاورد. مادربزرگها هنوز از خیاطیشان تعریف میکنند که چه مانتو شیکی برایشان دوخته بود.
روسری — گلگلیها را کسی فراموش نمیکند
روسریهای دهه شصت یک جهان بودند. پلیاستر گلگلی با گلهای درشت رنگارنگ روی زمینه تیره، روسریهای ابریشمنما با فرنگیبافت، روسریهای ساده مشکی برای عزاداریها — هر مناسبت روسری خودش را داشت.
بستن روسری هم یک مهارت بود. بعضیها زیر چانه گره میزدند، بعضیها سنجاق میکردند، بعضیها هنرمندانه میپوشیدند طوری که کمی موی پیشانی دیده شود — یک هنر ظریف که نسل به نسل منتقل میشد.
میدانستید؟ روسریهای گلگلی دهه شصت بیشتر در بازارهای محلی خریداری میشدند. بعضی زنان چندین روسری در رنگهای مختلف داشتند که با مانتوهایشان ست میکردند — یک نوع کوردینیشن که امروز هم قشنگ بهنظر میرسد.
لباس داخل خانه — آزادی رنگ
وقتی در خانه میماندند، زنان دهه شصت لباسهای رنگارنگتری میپوشیدند. پیراهنهای چیندار، دامنهای بلند، شومیزهای گلدار — اینها لباسهای «خانگی» بودند اما اصلاً ساده نبودند. برای مهمانیهای خانگی هم اهمیت میدادند: موها آرایش داشت، آرایش صورت، لباس شیک.
کفش — از گیوه تا کتانی اورجینال
کفش در دهه شصت نشانگر طبقه اجتماعی نبود — یا حداقل نه به آن شکل امروزی. مهمتر از برند، پوشیدگی و تمیزی بود. مردی که کفشاش وارکسزده بود، یعنی اهمیت میداد.
کفشهای مردانه دهه ۶۰
کفش چرمی مردانه — مدلهای ساده بدون اکسسوری اضافه — پرطرفدارترین گزینه بود. کفش ملی (برند داخلی) در هر بازاری پیدا میشد و قیمتش متناسب بود. برای کارهای روزانه و کارگری، چکمههای لاستیکی یا کفشهای کار سادهتر انتخاب میشدند.
گیوه — آن کفش پارچهای سنتی با ته لاستیکی — هنوز در مناطق روستایی و بین بعضی از مردم شهری محبوب بود، بهخصوص در تابستان. سبک، خنک، و مقاوم.
کتانیهای آدیداس و نایک هم بودند — اگر پیدا میشدند. وارد کردن کالاهای خارجی محدود بود، پس اورجینال خارجی ارزش زیادی داشت. نمونههای ایرانیساز یا تقلیدی هم خودشان را پیدا کرده بودند. مجموعه کفشهای نوستالژیک داهه۶۰ را ببینید — از آن دوره تا امروز.
کفشهای زنانه
پوتینهای ساده چرمی، کفشهای پاشنه متوسط برای مناسبتها، صندلهای پلاستیکی رنگی برای تابستان. کفشهای پلاستیکی در دهه شصت جایگاه خودشان را داشتند — نه بهخاطر کیفیت، بلکه بهخاطر قیمت. برای بچهها بهخصوص خوب بود چون پای بچه زود بزرگ میشود.
دمپایی لاانگشتی تابستانی هم بخشی از خاطره جمعی است — آنهایی که جلوشان یک تسمه Vشکل داشت و رنگهای روشن مثل زرد، قرمز و آبی. در خانه، کوچه، و حتی بعضی فروشگاهها پا میشد.
عطر و ادکلن — بوی خاطره
بوی دهه شصت را اگر بخواهید تعریف کنید، ادکلن بخش مهمی از آن است. مرد ایرانی آن دوره بدون ادکلن از خانه بیرون نمیرفت — حتی اگر فقط برای خرید نان بود.
محبوبترین ادکلنهای آن دوره
خیلیها یادشانه که اسکارپیو (Scorpio) یکی از پرمصرفترین ادکلنهای مردانه بود. English Lavender هم محبوب بود. بریون (Brion) هم اسم آشنایی بود. اما بوی دقیقشان… آن بوی خاص که هرکسی از نسل آن دوره یادش است، وصفناپذیر است.
برای خانمها، عطرهای گلدار و ملایمتر رایج بود. بعضی عطرهای خارجی از طریق مسافر یا بازار آزاد وارد میشدند و ارزش هدیهای بالایی داشتند.
سنت ادکلن: فرهنگ استفاده از عطر و ادکلن در ایران ریشه عمیقی دارد. از دوران باستان تا امروز، ایرانیها به عطر اهمیت دادهاند. این سنت در دهه شصت هم قوی بود. ادکلنهای نوستالژیک در داهه۶۰ — برای کسی که آن بوی خاص را میخواهد دوباره حس کند.
روال استفاده
مردها معمولاً ادکلن را روی مچ دست، پشت گردن، و روی پیراهن میزدند. بعضیها اول پیراهن را میپوشیدند، بعد ادکلن میزدند تا پارچه بوی عطر را بگیرد. خانمها هم معمولاً پشت گوش و گردن میزدند.
رنگها و پارچهها — پارچه بازار بهتر از هر بوتیک
رنگپالت دهه شصت ایران شاید به نظر محدود برسد، اما اگر دقیق نگاه کنید، تنوعی در درون آن محدودیت وجود داشت که جالب است.
رنگهای غالب
برای مردان: خاکی، قهوهای تیره، سرمهای، خاکستری، زیتونی. این رنگها پراکتیکال بودند — لک را زود نشان نمیدادند و با هم ست میشدند. سفید هم بود، اما بیشتر برای پیراهن زیر.
برای زنان: مانتوهای تیره بیرون، اما داخل خانه رنگهای متنوعتر. روسریها اغلب رنگارنگ بودند — گلهای قرمز، آبی، زرد روی زمینه تیره یا روشن.
پارچههای رایج
کرپ، ترگال، کتان، ژرژت، مخمل برای مناسبتهای خاص — اینها رایجترین پارچهها بودند. پارچهفروشیهای بازار پر از طاقههای پارچه بودند و مشتریها چند متر میخریدند تا پیش خیاط ببرند.
پلیاستر هم خودش را جا کرده بود — ارزان، مقاوم، و نگهداریاش آسان بود. البته در تابستان اذیت میکرد، اما برای قیمتش منطقی بود.
بافت دستی — هنر خانگی
خیلی از مادران و مادربزرگها قلاب میبافتند و یا میکشیدند (knitting). جورابهای پشمی دستباف، ژاکتهای قلاببافی برای بچهها، دستکشهای رنگارنگ — اینها هم بخشی از مد خانگی بودند. ارزانتر از بازار، و گاهی قشنگتر هم بودند.
تأثیر جنگ و شرایط اقتصادی بر لباس
دهه شصت ایران با جنگ عجین بود. جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷) تأثیر مستقیمی بر اقتصاد گذاشت و این تأثیر تا سر سفره و درون کمد لباسها هم رسید.
کمیابی پارچه و واردات محدود
واردات کالاهای خارجی سختتر شده بود. پارچههای خارجی کمیابتر بودند. نساجیهای داخلی بیشتر فعال شدند. بازار پارچه در اوایل دهه شصت گاهی با کمبود مواجه میشد.
خیلی از خانوادهها لباسهای قدیمی را مرمت میکردند تا عمرشان را دراز کنند. «وصله» کردن شلوار یا آستین مانتو هنر نبود، بلکه عادت بود. مادرها میدانستند چطور یک پیراهن کوچکشده پسرشان را برای برادر کوچکتر تبدیل کنند.
لباس نظامی در جامعه
بسیاری از مردان در این دوره به جبهه رفتند یا از جبهه برگشتند. این باعث شد لباسهای نظامی، بیش از هر دوره دیگری، در خیابانها دیده شوند. لباس سبز زیتونی نظامی بعد از استفاده در جبهه، گاهی در کارهای سنگین خانگی هم استفاده میشد. این رنگها کمی وارد مد عمومی مردانه هم شدند.
خلاقیت در محدودیت
اما ایرانیها همیشه راهی پیدا کردهاند. خیاطی خانگی رونق گرفت. زنان برای هم پارچه میآوردند و با هم میدوختند. «پیکنیک» کردن با لباسهای خانگی قشنگ، شب عید با لباسهای نو که هر کدام از چند متر پارچه بازار درست شده بودند — اینها خاطرههای گرم نسل دهه شصتی هستند.
لباس بچهها و نوجوانان — فرم مدرسه تا کوچه
بچههای دهه شصت یک قصه جداگانه دارند. فرم مدرسه، لباس عید، لباس کوچه — هر کدام یک مرحله بود.
فرم مدرسه
پسرها: شلوار آبی تیره (جین یا پارچهای) با روپوش آبی تیره روی پیراهن سفید. ساده، مرتب، و یکسان. دختران: مانتو سرمهای یا تیره با روسری سفید و روپوش. این فرمها تا اواخر دهه تقریباً استاندارد شدند.
لباس عید نوروز
عید نوروز یعنی لباس نو. حتی اگر تمام سال با یک لباس کنار میآمدند، عید باید یک چیز نو پا میشد. مادرها قبل از عید پارچه میخریدند و پیش خیاط میرفتند، یا اگر حوصله داشتند خودشان میدوختند. رنگهای روشنتر برای عید — سبز، آبی آسمانی، کرمی — ترجیح داده میشدند.
لباس کوچه و بازی
بچهها برای بازی در کوچه لباسهای قدیمیتر میپوشیدند — آنهایی که کمی رنگپریده یا وصله داشتند. «لباس بازی» یک مفهوم مشخص بود. نمیگذاشتند بچه با لباس خوب برود توپ بازی کند. این منطق عملی آن دوره بود.
کتانیهای ورزشی برای نوجوانان خیلی مهم بود. داشتن یک جفت کتانی خارجی اورجینال — حتی اگر دستدوم بود — یک نوع اعتبار اجتماعی در بین دوستان بود. مجموعه کامل پوشیدنیهای نوستالژیک در داهه۶۰ — یادگار آن دوران در دسترس است.
سؤالات رایج
مد دهه ۶۰ ایران بیشتر تحتتأثیر چه عواملی بود؟
مد دهه شصت ایران بهطور مستقیم تحتتأثیر سه عامل اصلی بود: تحولات اجتماعی پس از انقلاب که قواعد پوشش را تغییر داد، جنگ ایران و عراق که اقتصاد و واردات را تحتتأثیر قرار داد، و رشد تولید داخلی نساجی و پوشاک. نتیجه ترکیبی بود از سادگی، کارکردگرایی، و خلاقیت در چارچوب محدودیتها.
کدام برندهای خارجی در دهه ۶۰ ایران محبوب بودند؟
به دلیل محدودیت واردات، کالاهای خارجی کمیاب اما پرمحبت بودند. آدیداس و نایک برای کفش و لباس ورزشی، ساعتهای سیکو و سیتیزن، و ادکلنهایی مثل اسکارپیو و English Lavender از شناختهشدهترینها بودند. اکثر این کالاها از طریق مسافر یا بازارهای غیررسمی وارد میشدند.
آیا مد دهه ۶۰ ایران با مد جهانی آن دوره تفاوت داشت؟
بله، تفاوت قابلتوجهی وجود داشت. در غرب، دهه ۸۰ میلادی دورهای پر از رنگهای تند، موهای حجیم، و لباسهای پر از جزئیات بود. در ایران، به دلیل تحولات اجتماعی و شرایط جنگی، مد محافظهکارانهتر، سادهتر و کارکردیتر بود. با این حال تأثیرات جهانی کاملاً محو نشدند — مدلهای کتوشلوار و کفش هنوز اروپایی بود، فقط با تأخیر و تعدیل.
مانتو در دهه ۶۰ دقیقاً چه مدلی بود؟
مانتوهای اوایل دهه شصت معمولاً مدلهای بلند (تا زیر زانو یا بلندتر)، ساده، و در رنگهای تیره بودند. کمکم در نیمه دوم دهه، مانتوهای کمی کوتاهتر و رنگهایی متنوعتر هم رایج شد. جنس اغلب کرپ، ترگال یا ژرژت بود. دکمهها ساده و یقهها معمولاً راسته یا کمی گرد بودند.
خرید لباس در دهه ۶۰ کجا انجام میشد؟
بازار بزرگ شهرها مهمترین مرکز خرید بود. پارچهفروشیهای بازار، بوتیکهای کوچک محلی، و دکههای خیابانی. بخش زیادی از لباسها هم سفارشیدوزی میشد — یعنی پارچه از بازار میخریدند و پیش خیاط میبردند. فروشگاههای زنجیرهای بزرگ به شکل امروزی وجود نداشت.
یادگارهای دهه ۶۰ — هنوز هم زندهاند
اگر دلتان برای آن روزها تنگ شده، داهه۶۰ یک مجموعه از اشیاء اصیل و نوستالژیک دهه شصت دارد. از پوشیدنیها گرفته تا وسایل آنتیک — هر چیزی که خاطرهای را زنده میکند.